![]() |
![]() |
|
| بیوگرافی فرزاد واعلام برنامه ها |
|
"یا راحم العبرات" سلام دوستان
برچسبها: عکس فرزاد حسنی÷فرزاد حسنی÷farzad hasani |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 17:20 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات هوا بس ناجوانمردانه سرداست اْمااااااااااا................. یه بوایییییییییییییی میاد آره بوی خوش نسیم بهاریه آره بهار میاد وباخودش خبرای خوش میاره درسته زمستون واقعا زیباست من عاشق برفم اما نیازه بهاری باشه که زیبای زمستون دیده شه سلام بابت غیبت طولانیم پوزش می طلبم نت من خراب بود ولی بریم سر اصل مطلب (اون مطلب قشنگه) امسال برنامه ی تحویل سال ۱۳۹۱ هجری شمسی شبکه ۳ سیما با اجرای فرزاد حسنی هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا عزییییییییییییییییییییییییییییییییزم امسال سال تحویل بازهم با حاجی فیروز خودمون قراره تقسیم شه تبریک به تمامه هوادارانه فرزاد حسنی از جمله خود خودم که کلی دعا کردم ********************************************************************* به قول فرزاد عزیز: آْمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا: نباید از برنامه ی چه فرصتی چه شبی هم گذشت چه فرصتییییییییییییییییی ...........چه شبییییییییییییییییییییی از زمانی که آپ نبودم تا این هفته همه غزلیات رو میذارم دانلود هارو هم تا فردا شب در خدتتون قرار می دم قبول کن که کمی سخت است سر قرار خودم باشم تو فصل سر خودت باشی و من بهار خودم باشم بگو هنوز همان ساعت کنار پنجره میمانی بگو که بعد تو لازم نیست در انتظار خود باشم بگو که فاصله چیزی از عبور کوچه نمی کاهد بگو که نمیخواهید طناب دار خودم باشم چقدر پرسه زدن تا تو چقدر رفتن و برگشتن تو چند مرتبه میخواهی که شرمسار خودم باشم ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ چه تعجب که نیفتاده گذارم به کسی من تو را دارم پس کار ندارم به کسی من نمیخواهم جز تو به کسی با این حال کو دلی که بسپارم به کسی پارک تنها تر از این مرد ندیده است به خود نیمکت جای نداده است کنارم به کسی من یک انسان نخستینم و بیرون پر گرگ باز اگر نیست در کوچک غارم به کسی سال تکرار فصولی ست پر از غم وقتی نرسیده است زمستان و بهارم به کسی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ دیگر به شهر غم زده ی من سفر نکن ماندن هزار مسئله دارد خطر نکن حالا که حرف آمدنت نیست لااقل چشم ما را که خیره به در مانده تر نکن با کیفر نیامدن و رنج آمدن اندوه روزهای مرا بیشتر نکن حالا که ابری است هوا آفتاب من دیگر شب جدایی ما را سحر نکن باران نبار بر تن پل های کاغذی با گریه بعد فاصله را بیشتر نکن “آرش فرزام صفت” ۹۰/۱۲/۱۶
چشمهای تو چه زیباست خدا رحم کند ماه هم محو تماشاست خدا رحم کند
روی دیوار بلند دل بیایمانم سایهی وسوسه پیداست خدا رحم کند
جای مهتاب به آن چشم نگاهی بکنید ماه مجنون شده لیلاست خدا رحم کند
شانهام خم شده از بار گناه و تردید دوزخ عشق همین جاست خدا رحم کند
ننگ بر نام اگر از تو مرا دور کند عصر من عصر زلیخاست خدا رحم کند
جای منع من دیوانه کمی فکر کنید موج دیوانهی دریاست خدا رحم کند ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ نیل شو سینه بدر جرات موسی شدنم معجزه از تو و از من تب رسوا شدنم بغض من تنگ بلوری ست پر از ماهی سرخ بشکن بغض مرا تشنه دریا شدنم جز تو هر کوچه بن بست به نامم خوردست شهر مجنون شده دیوانه لیلا شدنم ماه خیره شده بر پنجره خانه من عاشق شیوه ی این گونه تماشا شدنم با تو اسطوره شدن یا نشدن می ارزد شور سرشار از افسانه ی نیما شدنم “شیما شاهسواران احمدی” ۹۰/۱۲/۹ شهریوری تو مطلع انگور چشم توست مهر منی مقدمه نور چشم توست چشم بد از تو دور که در این شب شدید آن شعله ای که می وزد از دور چشم توست در سایه کمانچه شیرین ابرویت تلفیقی از ترانگی و شور چشم توست خون چقدرها من عاشق به گردنش در این زمانه تالی تیمور چشم توست گنجینه ای است شعر من از برکت شما فیروزه نفیس نشابور چشم توست هر جا کمی ز خمره خرم دمی زدم یک استعاره بوده که منظور چشم توست می خواستم هنوز غزل باشم و نشد آنجا که نطق شعرشده کور چشم توست
به مهره بوسه ام بسپار یک امشب جوینت را وضو نو کن به اشک من نماز آخرینت را شهادت گفتنت را به لحظه های اشک و گفت که حتی مرگ نتواند بگیرد از تو دینت را بگو مردم زمانی لب فرو ببندد از گفتن که واضح تر بنوشم حرف های واپسین ات را خدایا بعد از اینانی که یک یک می روند از دست تهی میخواهی از خورشید تا کی زمینت را؟ برو شاعر بهارت با زمستان ها برابر شد به سوق و سوز کامل کن پس از این هفت نیست را “آرش شفاعی” ۹۰/۱۲/۲ مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود ودود یا خزانی خالی از فریادو شور مرگ من روزی فراخواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزهای دگر سایه ای ز امروز ها ، دیروز ها دیدگانم همچو دالانهای تار گونه هایم همچو مرمر های سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد می خزند آرام روی دفترم دست هایم فارغ از افسون شعر یاد می آرم که در دستان من روزگاری شعله می زد خون شعر خاک میخواند مرا هر دم به خویش می رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهد بعد من ناگه به یکسو میروند پرده های تیره دنیای من چشمهای ناشناسی می خزد روی کاغذ ها ودفترهای من در اتاق کوچکم پا می نهد بعد من با یاد من بیگانه ای در بر آیینه میماند بجای تار مویی نقش دستی شانه ای می رهم ازخویش ومی مانم ز خویش هر چه بر جامانده ویران میشود روح من چون بادبان قایقی در افق ها دورو پنهان میشود می شتابد از پی هم بی شکیب روزها و هفته ها و ماهها چشم تو در انتظار نامه ای خیره می ماند به چشم راهها لیک دیگر پیکر سرد مرا میفشارد خاک دامنگیر ،خاک بی تودور از ضربه های قلب تو قلب من می پوسد آنجا زیر خاک بعدها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار سنگ گور من گمنام میماند به راه فارغ از افسانه های نام وننگ فروغ فرخزاد ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ تو از دریچه آن چشم نازک چینی نگاه میکنی اما مرا نمیبینی به حوض چشم تو مد جذر نور مهتابم تو مد جاذبه ها بر مدار پروینی برای مهر تو سنگین ترین گناه کم است که از بهشت خدا سیب سرخ گلچینی همیشه مظهر یک اتفاق بهت آور همیشه منشاء تکثیر حس تحسینی جنون اگر چه تشنج گرفته در دل من تو جرعه جرعه برایم شراب تسکینی دفتر تشنج کلمات “صالح سجادی” ۱۱ بهمن ۹۰
زمان وسعت امتداد شماست تمام خیابان به یاد شماست سراپای مژگان که شد سرمه رنگ یقینا به خط مداد شماست در این خاک از آب و آتش بگیر در این سرزمین ابرو باد شماست چه آیینه سازیم از روی یار که بازار حیرت کساد شماست شما بهترین نقطه عالمید کدامین عدد در عداد شماست …………………………………………………………….. خسروا بی سرو دستار و کلاه آمده ایم به جدایی به در درگه شاه آمده ایم به حریم حرم ماه تو ای شاه جهان با شکست دل خود هم چو سپاه آمده ایم سرمه مژه ی اشکیم وزدنباله شوق به هواداری آن مد نگاه آمده ایم لایق مجلس سبطان نبود هر درویش گر فقیریم ولی با فرو جاه آمده ایم جاده ای هم چو طلب نیست در این وادی عشق تا به سرحد جنون این همه راه آمده ایم ای زکوه کرمت چشمه احسان جاری رحمتی آکه ما چون پرکاه آمده ایم حضرت شاه جهان نصرت دین شمس شموس که بهر کرمش غرق گناه آمده ایم سایه ای بیش نیی هرچه در این ره احمد در پی خسرو خورشید کلاه آمده ایم “احمد عزیزی” ………………………………………………. صبح وقتی که دوچشمم واشدشادمان مثل گلی خندیدم آخر از پنجره پشت اتاق گنبد زرد رضا را دیدم دل من مثل کبور پر زدرفت و بر شانه گلدسته نشست اشک در چشمه چشمم جوشید بغضم آیینه شد اما نشکست پدر آماده شد از من پرسید عسل داری که تورا هم ببرم گفتم آری ولی آنجا چه کنم مادرم گفت زیارت پسرم ………………………………………………… به یک نگاه تو تطهیر می شود دل من به یک کرشمه نمک گیر میشود دل من مرا بخست طواف ضریح تو هرگاه شکسته بسته ی تقصیر میشود دل من قسم به صبح جمال تو پشت پنجره ات دخیل ناله شبگیر می شود دل من سرشک حاجت هرس که میچکد برخاک کنار پنجره تصویر میشود دل من شمیم ضامن آهو اگر به من برسد خدایا جگر شیر میشود دل من به چشم آینه های حرم که مینگرم هزار مرتبه تکثیر میشود دل من ۹۰/۱۱/۵
برچسبها: فرزاد حسنی در عید91 فرزاد حسنی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 0:4 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام دوستای گلم معذرت می خوام بابت دیر آپ شدن وبلاگ از اونجای که خودتون هم می دونید من وباران در افتتاحیه حضور داشتیم وسعی کردیم از فرزاد حسنی فیلم بگیریم تا بتونیم جشن رو به صورت مستند در اختیار شما بذاریم من لینک دانلود هارو میذارم یه کم صدای حاشیه ای داره وکیفیت فیلم پایین هست وبه خاطر اینه که من واقعا می ترسیدم که از ما دلخور شن ولی برخورد ایشون در هنگامی که ما خودمون رو معرفی کردیم انقدر خوب بود که ما یادمون رفت خسته ایم خیلی جشن خوبی بود ما باایشون عکس هم گرفتیم که اون هم براتون می ذارم لحن صحبتشون وطرز برخوردشون با ما واقعا مارو شاد کرد از استادعزیزم ممنونم که مارو تحمل کردن نکته قابل توجه من تسلطشون روی کارشون بود واقعا عالی بود فرزاد حسنی هر شب ساعت ۷-۸با برنامه نقش اول در رادیو ایران به معرفی فیلم ها می پردازند
هر روز در برنامه کافه رادیو مهران دوستی عزیز ۱۰ دقیقه برنامه دارند چهار شنبه ها هم در برنامه رادیوی آپارات ساعت ۱۰ شب اجرا دارند راستی به سایت آمین خواهیم گفت برید سر بزنید جالبه این هم لینکش سایت رسمی فیلم آمین خواهیم گفت دوتا لینک هم می ذارم که اولی نظر سنجی فیلم فجر حتما برید ودر ان شرکت کنید دومی هم برنامه فیلمهای جشنواره فجر هست که خواسته بودین
لینک فیلم های جشنواره
خداحافظ همین حالا
برچسبها: فرزاد حسنی در سیمین جشنواره فجر, کلیپهای فرزاد حسنی, جشنواره فجر90, فیلم های از فرزاد حسنی در سیمین جشنواره فجر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:30 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام شرمنده ام دو هفته لب تاپم خرابه یه هفته هم هست که دادم واسه تعمیر العا دادم یکی از دوستام اپ کنه ولی به زودی یه گالری تصاویر می سازم که توش عکسای زیادی هست و دیگه عکس مستقیم تو صفحه نمی ذارم غزل این دو هفته رو می ذارم براتون باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام طره از پیشانی ات بردار ای خورشیدکم! در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام در میان مردمان دنبال آدم گشته ام در میان کوه سوزن کاه را گم کرده ام زندگی بی عشق شطرنجی ست در خورد شکست در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم حال می بینم که حتا چاه را گم کرده ام زندگی آنقدر هم درهم نبود و من فقط سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام… علیرضا بدیع ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به یمن پای شما خاک با سعادت شد و آب از این همه تبعیض غرق حسرت شد همین که از لب قندت حدیث شهد چکید نبات سبز شد از خاک و آب شربت شد و تا لبان تو آواز شور را سر داد، جنون به گوش ملک زاده ها تلاوت شد حدیث شکر که گفتی گیاه دستش را، بلند کرد به: آمین…وفور نعمت شد شبی که خوشه ی انگور میل کرد تو را، میان ایزد و ابلیس از تو صحبت شد در آن مناظره ابلیس از خدا پرسید: که گفته عدل تو در خلق ما رعایت شد؟ یکی شبیه من اینگونه رانده از همه کس یکی شبیه «رضا» قبله ی جماعت شد {این شعر بیت هشتم خود را شهید کرد} تمامی زنجیر ها در محاق افتادند شبی که صورت ماهت دوباره رویت شد از آن دقیقه که خورشید، گنبدت را دید غروب کرد و رخش سرخ از خجالت شد زمین به حرمت «قد قامت» ات دو دستش را مناره وار برآوردو در عبادت شد دلم شکسته تر از بغض صحن آینه بود که نوشخند تو تجویز شد؛ مرمت شد ۹۰/۱۰/۲۷ باتشکر فراوان از سایت بابت تلاش های بی وقفشون موفق باشن
دوستون دارم این یه تعارف نیست همه زندگیمه خدا حافظ همین حالا
برچسبها: چه فرصتی چه شبی, فرزاد حسنی, غزل فرزاد حسنی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 0:3 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات به درخواست یکی دوستان این پست رو زدم
این هم لینک گزارش تصویری مراسم ختم به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، امير هوشنگ قطعهاي، پيشكسوت عرصهي دوبله كه روز گذشته به علت كهولت سن دار فاني را وداع گفت، صبح امروز (19 دي ماه)، در قطعهي هنرمندان بهشت زهرا(س) با حضور جمعي از هنرمندان دوبله آرام گرفت.
برچسبها: امیر هوشنگ قطعه ای, عکس مراسم ختم امیر هوشنگ قطعه ای |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 12:24 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یارراحم العبرات امشب کبوتر می شوم قطعا باید تو را پیدا کنم دیگر
سلام دوستای گلم
دیشب برنامه دوست داشتنی بودمخصوصا ارتباط با شروین عزیز
راستش دیروز به خاطر حضور درمراسم ختم استادعزیزم حالم خوش نبود سردرد شدید داشتم باز هم از طرف خودم وتمام کسانی که دراین عرصه قدم گذاشتن ومثل من یه کودک نوپا هستن به ایشون واستادان عرصه دوبله تسلیت می گم وواقعا حرف شروین رو تایید می کنم واقعا وقتی منوچهر اسماعیلی رودیدم از خدا خواستم عمری طولانی نصیب این عزیزان کنه. از فرزادحسنی تشکر می کنم بابت اختصاص دادن قسمتی از برنامه برای یادی از ایشون
در این برنامه بجز قسمت اول سه قسمت دیگه ای داشتیم
غزل عاشقانه باصدای خواستنی فرزاد حسنی بخش ضرب المثل های کتاب فوت کوزه گری(تو نیکی کن ودردجله انداز /که ایزد دربیابانت دهت باز) قسمت دوست داشتنی وهیجان آور ماورا فاجعه ماجرا ودرانتها شعر همیشگی : من بودم ودوش ان بت بنده نواز... وتیتراژزیبا خداحافظ همین حالا با صدای آرام بخش محمد علیزاده (ببخشید مختصر بود زیاد احوال خوشی نداشتم)
غزل آرزوبان پرور باصدای زیبا فرزاد حسنی من اتفاق ساده ای بودم باید می افتادم برای تو یک جاده ی خاکی که پر می شد هر لحظه از جاهای پای تو تکرار یک تصویر ، یک سوژه باران و بعدش هم که تو رفتی آهسته عمری می خزم تنها در حفره های انزوای تو روحی که رفته بر نمی گردد دیگر همه اینرا که می دانند من فرق دارم با همه زیرا یک پیکرم با پرسه های تو شب جزر می گیرد درون من موج شگفت انگیز چشمانت از ابتدای قصه می میرم جان می کنم تا انتهای تو خورشید و ماه و قحطی و دریا موج و کویر و کوه و اقیانوس یک جورچین کاملا زیبا از تکه تکه تکه های تو حالا دلم وقتی که می گیرد هی چشم می دوزم به ماه و مه شاید تو را یاد من آوردند یا که مرا شاید برای تو امشب کبوتر می شوم قطعا باید تو را پیدا کنم دیگر از قطب این تنهایی مفرط پر می زنم تا استوای تو
یاعلی خداحافظ همین حالا
برچسبها: عکس فرزاد حسنی در فیلم درامتداد شهر, عکس فرزاد حسنی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 0:26 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام روزهاست از سقف لحظه هایم یادتو می چکد!باران که بند آید از این خانه می روم لینک دانلودغزل باصدای فرزاد حسنی
دیشب با تمام خستگی کلاس و سفر منتظر صدای فرزاد حسنی بودم که بگه و چه فرصتی چه شبی..........
که خوب به خاطر دلیل خاصی یکی دیگه جاشون اومدن ولی باز هم برنامه دلچسب بود تا اینکه ارتباط تلفنی گرفته شد وفرزاد حسنی از پشت خط های مجازی غزلی برامون خوندن که دلچسبی برنامه رو بیشتر کرد
نقدفیلم در امتداد شهر با غیبت فرزاد حسنی اجرا شد که دلیلش هم کار ایشون بوده در ادامه مطلب دوتا مصاحبه منتشر شده رو می ذارم غزل این هفته باصدای فرزاد حسنی: همواره در برابر لیلی جنون کم است شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است تنها دلیل کثرت شاعر تویی , ولی هر قدر شعر گفته شده تا کنون، کم است! من آمدم که یک شبه شاعر شوم تو را اما برای وصف تو عمر قرون کم است من آه می کشم که چه می خواهی از دلم باور مکن کشیدن آه از درون کم است کاریکن ای عزیز، زلیخا شود دلم یوسف اگر تویی، جگر غرق خون کم است سید حمیدرضا برقعی یا علی خداحافظ همین حالا
برچسبها: نقد فیلم درانتداد شهر در ارسباران, عکس فرزاد حسنی, چه فرصتی چه شبی, فرزاد حسنی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 15:23 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام دوستان این پست عکس ودانلود قسمتی از برنامه ۲۹ آذرماه که فاطمه جون خواستن لینک دانلود دانلود قسمت اول کتاب در مورد همسر
منابع سایت باران وقطره وهمچنین زهرا غفوریان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 10:28 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات اینجا شب نیست سلام سریع میرم سراغ برنامه چون حرف واسه گفتن تو این پست زیاد دارم یه مصاحبه جدیداز فرزاد حسنی هم دارم فرزاد حسنی برنامه رو با توصیفی واقعی از افراد داخل استدیو شروع کردوبعدبایاداوری از شروع جشنواره فجرو فیلم های خوب و...(که انشاالله قراره خوب باشن)وخبرجدید از تغیرات قسمت نقد فیلم(آخجون) ومطرح کردن موضوع برنامه وبعد یک فاصله موسیقی زیبا که با غزل کریمی عزیز شب مارو تااون لحظه بسیار زیبا کرد. قسمت بعد طاها بااون مطالب خواستنی و مفید روی خط اومد.ودر ادامه صحبتی شد از علیرضا عصار...وااااااااااااای قسمت مورد علاقه من ماورفاجعه ماجرا هم اجرا شد چه ذوق مرگ شده بودم با اینکه ترسناک بود ویه فاصله موسیقی عاشقانه رفت که من ربطشو نفهمیدم ولی یه سورپرایز خوب بود.درپایان آقای نیکبین خوش خنده(که امیدوارم همیشه شاد باشن) با صحبتهاشون بازهم مارو درزندگی راهنمای کردن. خداحافظی با شعر همیشگی وخداحافظ همین حال پایان گرفت. لینک های دانلود قسمت های مختلف برنامه غزل مجتبی کریمی باصدای دل انگیز فرزاد حسنی: زل نزن به چشم من با نگاه بارانی عشق نیمه کار تو گردن دل من نیست وصله های ناجورت هم به من نمی چسبد بی تو شوم شب هایم را چگونه سر کردم در دوراهی ات ای کاش، می شنیدی آهم را تحفه ی بهشتی را پس ببر به اسماعیل بابت دلی که شکست هیچ کس مقصر نیست جز کسی که از دست می دهد به آسانی آرزوی برگشتن را به گورخواهد برد آن کسی که پل هارامی کشد به ویرانی ********************************** خدای من تو مگر زمهریر احساسی!؟ بتاب بر تن من تاب تاب عباسی
مرا دوباره بخوان و دوباره امضا کن به دست من بده این دست های وسواسی
بخند تا که بخندد به رویمان دنیا برقص سینه بلورین چشم الماسی
من از تبار تنِ گرگ ومیشِ تردیدم اگر تو عطرِ حظورِ بهاریِ یاسی
بمان که تازه بماند همیشه لبخندم نرو که بر لب این روزگار می ماسی
در این سکوت سیاه شبانه می ترسم نماند از شب چشمان عاشقت پاسی
من پست پیش همش گله کردم معضرت می خوام ولی قصدم گفتن حقایق بود واینکه بعضی ها به خودشون بیان با اینکه هیچ نامی نیاوردم ولی به من کامنتی رسید که نوشته بود تو هم مثل فرزاد حسنی می خوای باخراب کردن دیگران خودتو عزیز کنی .من قصدم این نبود ولی اگر چنین برداشتی کردی برام مهم نیست این یک بود دو عزیزان (نگفتم دوستان چون این افرادی که ازشون حرف می زنم دوستان من نیستن. بودن ولی العا...) من یکی از طرف خودم جهت اطلاع رسانی دوستانم این حرف می زنم ما داریم هرکاری می کنیم همه جور وقت میذاریم که فرزاد حسنی برنامه هاش بیشتر شه داریم به سازمان نشون میدیم که برنامه های فرزاد حسنی همیشه طرفدار داره بعد شما بایه حرف می خوای کار مارو خراب کنی.البته بگم که ایشون تصحیح کردن حرفشون رو ومنظورشون رو درست رسوندن ولی عزیزم همه ما ازدیدن اون کامنت وصحبت دلگیر شدیم من حتی نمی دونستم چی برات بذارم تو پست قبلی گفتم نگذارید حرفها ورفتارتون باعث شه فرزاد حسنی احساس ناامیدی کنه از م.ا حتی اگر فرزاد حسنی نیاد تو وبلاگ وسایتها ولی دیگران خبر بگوشش میرسونن ومی دونم این حرفاها حتی اگراز یک یا دونفر هم باشه باعث ناراحتیش میشه چرا چون داره تلاش می کنه که همه راضی باشن واقعا حرفی برای گفتن ندارم به قول اون عزیز این وبلاگها بچگانه هست .... دیروز دلم گرفته بودسر یه سری مسائل ونشستم کلیپ های مختلف از سالهای گذشته تا امسال فرزاد حسنی رو نگاه کردم خیلی چسبید انگار همین دیروز بود که کوله پشتی پخش شد انگار به تازگی فرزاد حسنی به برنامه صندلی داغ رفت خدایا کاش زودتر فرزاد حسنی به تلویون برگرده در ادامه مطلب مصاحبه رادیو جوان بافرزاد حسنی در خصوص جشنواره رو گذاشتم که فکر کنم هفته پیش انجام شده بود.حتما ببینید
خداحافظ همین حالا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 8:41 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام دوستای گلم بازم واسه آپ دیر متاسفم آخه یه امتحان مهم داشتم وتازه امروز تموم شد واسم دعاکنید که قبول شم
اول یه ابراز خوشحالی می کنم از حضورفرزادعزیز درتلوزیون حتی به عنوان یک مهمان (اکرچه یکم دیره) راستش من سخت تونستم ببینم چون بااینترنت دیدم.ولی بعد دانلود کردم ودیدم.وکلیم هم ذوق مرگ شدم .هردفعه که می بینم انگار تازه داره نشون میده جاداره از بچه های سایت بابت دانلود وهمچنین عکسهاتشکر کنم.
خودمونیم خیلی به همه چسبید .مطلبی که برام قابل توجه بود اینه که بعضی از دوستان ازنوع پوشش وطرزنشستن وحتی حرکت های ایشون ویا سکوتشون که موجه بود ایراد گرفتن.دوستای گلم درنظربگیرید ایشون مهمون بودن وزمان این برنامه 1ساعت بود اگر قرار بود ایشون همش صحبت کنن که دیگه نقش مهمان نبود مجری عزیز باید تشریف میبردن .اخه بزنم به تخته باخورده شناختی که من از ایشون دارم به من گوش زد می کنه فرزاد عزیزآدمی با انرژی بسیار وتقریبا پر حرف که یکی از ارزش های یک مجری خوبه رو دارن واین یک نعمت هست .استاد ما خودش رو می کشه که بچه ها حرف کم نیارن حالا باتوانایهاشون از پس این کار به خوبی بر میان.ولی هر چیزی جای خودش این یک ایراد نیست به نظر من ایشون جا ومکان وفضارو به خوبی شناسای می کنن و تشخیص می دن کجا چی کارکنن.وحتی درچه برنامه ای چه بپوشند عضر می خوام یکی از قانون های اجرا داشتن پوشش مناسب بافضای برنامه هست.
یک خاطره ای تعریف میکنم واستون شاید بتونم بگم منظورم چیه:استاد دوبله ما هر جلسه با یه تیپ میومدن اول کت وشلوار بعد یه هو اسپرت باز تیپ رسمی ودوباره اسپورت بسیارشیک وبعداز چندجلسه هی با کت وشلوار تااینکه دیگه طاقت نیاورد وگفت که یه سری از تیپ اسپرت ایشون ایراد گرفتن.من واقعادهنم وا مونده بود استاد درپاسخ به اونها گفت :من این کارو میکنم که شما عادت کنید فضارو درک کنید تا اگر دربرنامه ای حاضرشدید وافرادمتناسب با فضا یک تیپ اسپورت زدن توذوق تون نخوره قرار نیست شما یک برنامه خودمونیرو با کت رسمی وخشکش کنید.هر زیبایی برای زمانی آفریده شده .
این درمورد فرزادحسنی هم صدق می کرد دروغ نمی گم ولی واقعاتیپشون بامن راحت ترارتباط برقرار می کردومی گفت این برنامه یه برنامه عام پسنده.وچه فاز خوبی بود وقتی بادل وجون به اس ام اس ها گوش می دادن وگاه پاسخ می دادن آه یادش بخیر که فرزاد حسنی اولین کسی بود که سامانه پیامک برنامه هارو رسمی کرد.
نکته بسیارمهمتر دیگه دوسته گلم یک جمله دریکی از متناشون به کاربردن گفتن آقای حسنی این برنامه رو در حد رادیو اجرا کردن؟
نمی دونم شاید برداشت من اشتباه بوده ولی خودمونیم مگه فرزاد حسنی برنامه رادیو هاشو چه طوری برگذار می کنه که با کراهت گفتی عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!کدوم مجری اون موقع شب میاد این همه انرژی صرف می کنه توروخدا نذارین فکر کنه داره انرژیشو حروم می کنه کار اجرا کاره سختیه من تازه اماتورم ولی توش موندم حالا چه برسه به پخش زنده .امیدوارم من اشتباه برداشت کرده باشم.
اوه زیاد حرف زدم بریم سراغ برنامه پرانرژی 12 تا 2 بامداد فرزاد حسنی
وچه فرصتی چه شبی چه برنامه ای چه قدر چسبید.اگرچه نقد وشب سکوت آسمان نبود ولی جای خالیشون زیاد حس نمی شد.چون زیاد حرف زدم از اون برنامه این قسمت فقط غزل هارو می ذارم لینک دانلود غزل
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟ شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من دردم این است که باید پس از این قسمت ها
************************************************************************* چه غنچه ها که به سودای بوسه پیش از تو می آمدند ولی من نمی گزید ککم! ولی تو آمدی و شور تازه آوردی که دلپذیر شود روزگار بی نمکم! کلک زدم که نیایی ولی ندانستم که با نیامدنت کنده می شود کلکم! پری به پیله ام آوردی و من از آن روز میان این همه گل با پر تو می پلکم! بدون شبهه خدا آفرید کوتاهت که ختم قافیه باشی سلام دلبرکم! “غلامرضا طریقی”
************************************************************************* یاد بـــاد آنکه دلم عاشـق سرکار نبود طفلکی از تو و عشق تـــو سر ِکار نبود شیخ از حال دل من خبری هیچ نداشت سی دی عاشقی ام بر ســــر بازار نبود! نقل مشروح خبرهــــــای دل رسوایم باعث خجلت گوینــــده ی اخبار نبود! عقل گه گاه به کــــــار دل من می آمد اینچنین از لگد عشق تـــــو ناکار نبود چت نمی کردم و از خرج نتم آخر ماه کیس من در گرو اصغـــــر سمسار نبود! فرت فرت از لب لعل تو شکر می بارید رطبی بود ولی موقـــــــع افطار نبود! نرگس مست تو ای دوست تمارض می کرد چشم بیمار تـــــو می دیدم و بیمار نبود! می نهادم کپه ی مرگ خودم را راحت بنده را شب همه شب دیده ی بیدار نبود پیش تو دست و دلم هیـــــچ نمی لرزیدند چون مرا استرس “لحظه ی دیدار” نبود رخت اسپورت مرا راحت جان بود و به سر فکر دامادی و قرض کت و شلوار نبود! در محــــــــل خیر سرم بچّه ی مثبت بودم تــــــوی جیب بغلــــــم پاکت سیگار نبود فارغ از شعر و غزل سوت زنان می گشتم کار من اینهمه با کاغذ و خودکــــار نبود شاعرم کردی و احسنت که بی عشق رخت هنری از من بی عرضــــــه پدیدار نبود!
خداحافظ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 10:46 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم شراب باتوحلال است آب بی تو حرام سلام خیلی خوشحالم که فرزاد حسنی دیشب با حضورش در برنامه به دلواپسی ها خاتمه دادن و خیلی پرانرژی ظاهر شدن لازم به تشکر از آقای گلبن به خاطره پخش موسیقی های زیبا وبه جا
اینجا شب نیست............... فرزاد حسنی برنامه را بااین جمله شروع کرد : وامشب چه فرصتی چه شبی...................... وبعدباعضرخواهی از غیبت هفته گذشته برنامه رو ادامه دادن.دراین میان مثلی هم درمورد تلوزیون ورادیو زدن: رادیوعین خانه مامانه آدمه وتلوزیون عین خانه مادرزن .برای همین هیچ وقت نمی تونی رادیو رو ول کنی وهیچ وجهم نمی تونی دائم تلوزیون بمونی
وهمچنین از حضورشون در برنامه رادیو هفت امشب صحبت کردن که قراره قسمتهای از این برنامه رو تعلق بدن به استادمنوچهر نوذری که خدایش بیامرزاد.در همین زمانها خبر پخش مجدد سریال درپناه تو ساخته حمید لبخنده در دهه 70 دادن که قراره از یکشنبه هفته دیگه اواخر شب از کانال دوپخش شود.وخلاصه بخش دل انگیز غزل رسید دراین بخش استاد غزلی از صالح سجادی رو خوندن که باپخش ترانه ای از استاد بنان بعد از آن من رو به اوج شب آسمان هفتم برد.برنامه بامطرح کردن سئوال سه گانه:چه طوری دارین رادیو گوش میدین وچرا وچه طور می چسبه رادیو گوش بدیم؟ ادامه گرفت.تا قسمت محبوب من نقد فیلم فرارسید.مازیار فکری ارشاد به همراه فرزاد حسنی فیلم درایو رو نقدوبررسی کردن البته دراین میان اسم دوفیلم دیگر همآمد یکی فیلمی از وودی الن به نامه نیمه شب در پاریس که قراره هفته بعد هم درهمین برنامه نقد شه ودیگری فیلم پسر زیبا بود.نقد فیلم درایو ساخته نیکولاس فیلمساز کانادایی با موسیقس اسن فیلم به پایان رسید.وفرزاد حسنی از سریال تاثریا کاری از سیروس مقدم که این شبهاها از شبکه یک پخش می شودگفتن.ودر میانه های برنامه قسمتی شروع شد که درآن جملات نوشته شده پشته ماشین سنگین هارو خوندن واین بخش به برنامه رنگ وبوی دیگه ای داد که باپخش آهنگ گیلانی باصدای ناصرمسعودی کامل شد.بخش خواستنی شب سکوت آسمان هم رسید که با صدای پرانرژی طاها قوچانلو عزیز همراه شد.اواخر برنامه ایشون به تعریف ضرب المثلی از کتاب فوت کوزه گری(استخوان لای زخم کردن)پرداختن.که من رو یاد قصه مادربزرگ می انداخت که درآن لحظات ساکت شب گوش رو به دنبال قصه می بره....برنامه دیشب با شعری دوباره ازسجادی که قبل از آرم خداحافظی همیشگی خ.انده شد به پایان رسید وطبق عادت همیشگی تیتراژی با صدای آرام بخش محمد علیزاده.. دانلود قسمت های از برنامه
غزل ها با صدای زیبا وشیوای فرزاد حسنی: کنار من که قدم میزنی هوا خوب است پر از پریدنم و جای زخمها خوب است برای حک شدن عشق در خیابانها به جا گذاشتن چند رد پا خوب است قدم بزن پُرم از حس «درکنار تویی» قدم بزن پُرم از حس اینکه «ما» خوب است نخند حرف دلم را نمیشود بزنم خیال میکنم اینجور جملهها خوب است بگیر دست مرا بشکنام بپیچانام دو تکهام کن و آتش بزن، بلا خوب است به هر کجا که مرا میبری نمیگویم کجا بد است کجا دور یا کجا خوب است به من بگو تو، بگو هی، به من بگو صالح نگو: «تو» بیادبی میشود «شما» خوب است!» تو تکیه کلام منی و شاعر تو همیشه نام تورا ثبت کرده با خوب است و بیت بیت سفر کرده از هرآنچه بد است به اتفاق تو او هم رسیده تا خوب است قدم بزن صحرا فکر می کند باران دوباره یاد زمین کرده و خدا خوب است ******************************************* امشب من و “بنان” و خدا گریه می کنیم در اوج دیلمان و دعا گریه می کنیم امشب خدا به حال من و بندگان خویش ما هم به حال و روز خدا گریه می کنیم با دفتری گذشته ی خود را ورق زنان یک مشت شبه خاطره را گریه می کنیم باران گرفته شهر پر از ضجه ی خداست ما هم شبیه پنجره ها گریه می کنیم از درد برده ایم به نزد خدا گله از دست کارهای خدا گریه می کنیم گندیده هر چه گوش و کپک بسته هر چه چشم امشب بدون این که صدا…گریه می کنیم ” ترسم که اشک در غم ما پرده در شود” ای راز سر به مهر تو را گریه می کنیم **************************************** خطاب به صاحب جمعه: زمان چه بی هدف وناگذیردرگذراست/زمان به دونه شما یک دروغ معتبر است زمین دوباره اسیر خدای بت هاست /دوباره دست حبل روی شانه تبر است ظهورکن وبه دروازه های شهربگو/ازاین به بعددراین شهر اسم شب سحراست بدونه اذن تو که شرط پر کشیدن هاست/پرنده می پرد اما اسیر بال و پراست برای ماکه همه سال نحس درنحسیم /طلوع پانزدهت روز سیزده بدراست تودر نحوست این شب امیدمهتابی/که پشت سلسله ی زلف عقربت قمراست تونیستی وجهان بی تو کودکیست یتیم/زمین سری که به فکر نوازش پدراست صالح سجادی
خداحافظ همین حالا یا علی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 4:30 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام به نمام دوستان و هم قبیله ای هام
امروزدرست یکسال میشه که من این وبلاگ تاسیس کردم
این یکسال برای من خیلی دیر گذشت امروز که داشتم واسه تولدش جشن می گرفتم حس می کردم که چندسال که می گذره تو این یکسال من خیلی چیزا یادگرفتم و از تمام دوستانی که کمکم کردن ممنونم
و همچنین از فرزاد حسنی که با برنامه های خوبش باعث استمرار این وبلاگ شد برای همه وبلاگ نویسان و سایت نویسان آرزوی موفقیت می کنم
امروز که تولد وبلاگمه ارزو می کنم که خیلی خیلی زود فرزاد حسنی برنامه ای در تلوزیون بگیرن من با دانلود برنامه های تصویری شون وبلاگم آپ کنم به امید اینکه این وبلاگ که قطره ای ازدهکده جهانی بتونه کمکی باشه تا تلاش هامون به ثمر برسه
خلاصه این درخت یه روزمیوه می ده تا برداشت محصول هستم...............
دوشنبه ها، گِرِه خوردها ند به سه شنبه ها و هفته ها به تمامی سال، زمان نمی تواند بُریده شود با قیچی زنگ خورده ی تو، و تمامی نا مهای روز را آب های شب سِتُرد هاند هیچ کس نم یتواند نامِ پدرو را بر خود بگذارد هیچ کس رُزا یا ماریا نیست همه ی ما از غُبار یا شن هستیم همه ی ما باران در زیر باران. با من از ونزوئلای یها سخن گفته اند، از مردُمانِ شیلی یا پاراگوئه، هیچ نمی دانم آ نها چه م یگویند من تنها پوسته ی زمین را م یشناسم. هنگامی که میانِ ریشه ها می ریستم خشنودتر بودم، تا میانِ گل ها و چون با سنگی سخن گفتم، چُنان چون زَنگی به صدا در آمد بهار چندان طولانی است که تا پایانِ زمستان را می پوشاند. زمان، پای افزارش را گُم کرده است. هر شب که م یخوابم، چه نامیده می شوم، یا نمی شوم؟ و هنگامی که برمی خیزم، کیستم اگر من، من نبودم، آنگاه که خُفته بودم؟ گویی هنوز به زندگی پا ننهاده، از نو زاده م یشویم. بگذار دهان های خود را پُر نکنیم از این همه نا مهای زبان گیر، از این همه تشریفاتِ کِسالَ تبار این همه حرف های مُظَنْطَن، این همه مال من و مال تو این همه امضا کردن ها من ذهنی دارم که اشیاء را در هم م یریزد یکی می کند، می آفریند، در هم می ریزد، برهنه م یکند، تا روشنایی جهان به یکپارچگی اقیانوس برسد. تمامیتی گُسترده و کَریم، عطری خروشان. پابلو نرودا
دوستون دارم این واقعا یه تعارف نیست همه دنیای منه خداحافظ تا سلامی دوباره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 15:46 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یارحم العبرات سلام عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید...سخن امام امیدوارم عزاداریهاتون تو دل امام بشینه دانلود بخش های خواستنی چه فرصتی چه شبی تیتر اول برنامه برای ماه محرم با صدای فرزاد حسنی غزل احمدحسینی باصدای فرزاد حسنی غزل آمنه دولت آبادی با صدای فرزاد حسنی داستان به مالت نناز به شب بند است به حسنت نناز به تب بند است نقدفیلم تونل با مازیارفکری ارشاد
من قرار بود اختتامیه شعر جوان که رفته بودم فیلم وعکس گرفته بودم وصداشو ضبط کرده بودم رو بذارم ولی شرمنده شمام چون دیروز آزمون دوم نیمه متمرکز دانشگاه داشتم واقعا وقت نکردم قول می دم در اسرع وقت بذارم برنامه دیشب خیلی خوب بود دروغ نگم تا آخر غزلا خودم بیدار نگه داشتم ولی به علت این که چندشب برای آزمون نخوابیده بودم و از 7صبح تا 6 غروب تو دانشگاه بودم اونجاهم که الحمدلله صندلی نداشت وایساده بودم داشتم از خستگی میمردم ولی دلم نیومد غزلاروگوش ندم .وبعد خوابیدم البته ضبط کردم
غزلا از سیداحمد حسینی بود که سن شون نسبت به کارشون خیلی کمه من واقعا ایشون روتحسین می کنم که ذوق خوبی واسه سرایدن شعر دارن دراین شب زیبا فرزاد حسنی در مورد نذر صحبت کردن وبحث رو با تیتر تاثیر معنویت در زندگی واثراتش در زندگی با آقای نیک بین ادامه دادند. وبعداستاد درمورد اختتامیه شعر جوان گفتن وبعد درمورد کتاب از سرخ ترین سیب بهشت و خرید داشتن کتب شعر که واقعا در خونه ها کمبودش خیلی حس می شد صحبت کردن و قسمتی رسید که من خیلی زیاد دوست دارم که قسمت شب .سکوت .آسمان رسید ودر یه ساعت خواستنی شعری از آمنه دولت آبادی در خصوص این ماه خوندن و چه قدر حسرت کشیدم وقتی صبح گوش دادم وفهمیدم این قسمت رو خواب بودم
و یک قصه که تیترش (به مالت نناز به شبی بنده به حسنت نناز به تبی بنده)را مثل همیشه از کتاب فوت کوزه گری نوشته مصطفی رحمان دوست تعریف کردن در آخر نقد فیلم مازیار فکری ارشاد رسید.ودر مورد فیلم واول درمورد جشنواره فیلم کودک صحبت کردن. وبعد در مورد فیلم تونل ساخته داریولتما از ایتالیا اگر درست گفته باشم صحبت ونقد شدوفیلم driveیا همون رانندگی را برای هفته ی بعد انتخاب کردن وووووووووووووووووووووومن بودم دوش آن بت بنده نواز.................. وپایان با آهنگ جدید که فرزاد حسنی از شنیدنش تعجب کرد..... غزل با صدای زیبا وخواستنی فرزاد حسنی چه بگویم سخنی نیست میان من و تو جای عاشق شدنی نیست میان من و تو آنقدر درد کشیدم که یعقوب شدم مژده ی پیرهنی نیست میان من و تو سال ها می شود از رفتنتو می گذرد …خبر از آمدنی نیست میان من و تو آنقدر دوست نبودیم که دشمن باشیم دشمنی با تو منی نیست میان من و تو خواستم با تو بگویم که دلم گفت : “بگو…” چه بگویم سخنی نیست میان من و تو ******************************************** من عاشق چشمان تو بودم تو ولی حیف یک عمر به من زخم زدی طعنه شنیدم هرچند نبودی که بخوانی غزلت را گفتم که بیا عشق بیا تازه بمانیم تو منجی دنیای منی عشق منی تو ”سید احمد حسینی” *************************************************** اگر نرفته بودی جاده پر ترانه کوچه پر ازغزل بود به سوی تو روان *********************************************** بگذار خط بالای ابرویم بیفتد از فرط غیرت هر دو بازویم بیفتد باور نمی کردم که از دستت بگویم دستان تو یکباره پهلویم بیفتد ای کاش باشم کاش باشم کاش باشم تا قامتت بر روی زانویم بیفتد با مشک داری می روی آنسوی میدان تا اتفاقی را که می گویم بیفتد آخر چرا این اتفاق تلخ باید وقتی تو آنسویی من اینسویم بیفتد؟ آمنه دولت آبادی
یاعلی یا حسین خداحافظ همین حالا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 10:43 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات دوست عزیزی که کامنت گذاشتی از برنامه های فرزاد حسنی پرسیدی در حال حاظر ایشون دوشنبه ها شب سه شنبه از رادیو جوان موج اف ام ۸۸ از ساعت ۱۲ تا ۲ بامداد برنامه دارن
اگر دوست داشتی برنامه های قبلی هم بشنوی در سایت http://farzadhassani.com یا وبلاگ http://farzadhasani.blogfa,com می تونی دانلود کنی با تشکر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 17:37 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات دنیارا بگویید به ایستد ..............می خواهم پیاده شوم خسته ام می خواهم پیاده شوم
من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم شراب باتو حلال است آب بی تو حرام سلام سلامی به زیبای اشک درچشمانم که پس ازتو به نگاهم خیره شده اوقاتتون خوش .برنامه این هفته هم به من چسبید هم اون انرژی قبل نداشت برنامه خیلی خواستنی بود ولی یه حسی می گفت این برنامه همیشگی نیست این فرق داره این واقعا غم انگیزوعاشقانه ومخصوص این ساعت شب به قول مرد عینکی برنامه با وای چه فرصتی وای چه شبی شروع شد وبا غزلی با نوای باباخسرو تموم شد.
فرزادحسنی عزیز که برنامه اش یه غمی دنبال داشت وتونست اشک هر کسی از پشت اون اتاقک خفه وبسته که منظره اش یه شیشه است در بیاره .واین رو ثابت کنه که این برنامه فقط واسه العا نیست تو هر قدر تا صبح گوش بدی خسته نمی شی بلکه تشنه تر می شوی. عاشقانه با غزلی از خدایش بیامرزاد نجمه زارع شروع شد وبا پلی که سنگهاش از دکلمه ای از باباخسروبود وصل شد به ارتباط تلفنی با آقای عبدلملکیان عزیز در راستای اختتامیه شعرجوان بود وباز با دکلمه ای از باباخسرو پلی زده شد به ارتباط تلفنی با آقای افتخاری وصحبت درباره همایش یکم آذر در ارسباران با موضوع انتخاب آهنگ برای برنامه رادیوی وبعد صدای شهرام ناظری که شعری از اخوان ثالث رادکلمه می کرد وصل شد به صحبت درباره مثبت اندیشی با آقای نیک بین ودر قسمت یکی مانده به آخر فرزاد حسنی ضرب المثل باجی خیرم ده روتوضیح وتفسیر کرد.وپایانی متفاوت با شبهای پیش با دکلمه خداحافظ باباخسرو لینک دانلودهای قسمتهای مهم برنامه هم گذاشتم غزل نجمه زارع با صدای فرزاد حسنی غزل اخوان ثالث با صدای فرزاد حسنی و شهرام ناظری
غزل عاشقانه این هفته با صدای تنین انداز فرزاد حسنی: زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند/اصلا برای عشق سرم درد می کند زخمم بزن که لاقل این کاره ساده را /هریاربی وفای جوانمردی می کند آنجا که رفته ای خودمانیم هیچ کس/آنچه دلم برای تو می کرد می کند؟ درب را نبستهای که هوای اتاق را/باد خزان حوصله دلسرد می کند فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو/دراد چه بامن شبگرد می کند خاکستر غروب توهرروز در افق/آتش پرست روح مرازرد می کن عاشق بکش که مرگ مرازنده می کند
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا… وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت ...تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا… روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای...سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا افتاد روی میز ورقهای سرنوشت...فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا کمکم زمانه داشت به هم میرساندمان...در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا… تا آفتاب زد همه جا تار شد برام....دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا، از خواب میپریم که این ماجرا فقط...یک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا… مرحومه نجمه زارع
و شعر استاد عبدلملکی با صدای خسرو شکیبایی ازمجموعه مهربانی: زیبا..زیبا هوای حوصله ام ابریست. چشمی از عشق ببخشایم .تا روز آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا.... زیبا هنوزعشق در حول وحش چشم تو می چرخد ...ازمن نگیرچشم...دست مرابگیر....کوچه های محبت رابامن بگرد.. یادم بده چگونه بخوانم تا عشق درتمام دلها مبنا شود.... یادم بده چگونه نگاهت کنم که تری بالهایت در باد عشق نلرزد... زیبا آن گونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم...آنگونه عاشقم که نیستان را یکجاهوای زمزمه دارم... آن گونه عاشقم که هرنفسم شعر است.... زیبا ...چشم تو شعر است چشم تو شاعر است......من دزد شعرهای چشم تو هستم.........
دکلمه دوم: ماه ومن پیچیده درهم ......فرصتی مانده است........ پشت راز سبز جنگل فرصتی بی وقت........ پای رفتن هست شوق نورسی بامن.......سمت وسوی تاسحرزایست.... چشم می چرخد تورا وباغ می چرخد من نمی گویم ..خیلی شب بوهای شادابی که می چرخد ومی جوشند ومی رویند می گویند:در چه چشمی با چه آیینه ای چونین آیینه آرایست .. من نمی دانم تورا آن سان که باید گفت ...من نمی گویم از تو گفتن پای دل درگل ...بالهای شعر من دربند من نمی گویم خیلی بارانهای بارآور که می بارند ومی پویند ومی جویند می گویند:تانفس باقیست زیبا فرصت چشمت تماشایی ست....
غزل اخوان ثالث با صدای استاد ناظری: شب است شبهای پاییز است............... از آن همدردبامن مهربان شبهای شک آور..... ملول وخسته دل گریان وطولانی............. شبی که درگمانم ....من که آید در شبم گریه ات چونین همدردویا دربامدادم گریه ات ازمن نیز پنهانی واینک خیره درمن مهربان بینم که دست سردخویش را چوبالشتی سیه زیرسرم ..بالین سوداها من این می گویم ودنباله دارد شب................................................
و این پست هم باتمامه غمناکیش تقدیم می کنم به استاد عزیزم که آموخت.... دوستون دارم این یه تعارف نیست همه ی دنیای منه خدااحفظ همین حالا خداحافظ پرده نشین محفوظ گریه ها خداحافظ گلم خوبم خلاصه ی هرچه همین هوای همیشه عصمت خداحافظ ........ حالا می دانم سلام مرا به اهل هوای عصمت خواهی رساند... یادت نرود گلم به جای من ازصمیم همین زندگی سراروی چشم به راه ماندگان مراببوس..... دیگرسفارشی نیست تنهاجان تو وجان پرندگان پربسته ای که دی ماه به ایوان خانه می آیند ...........خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 16:49 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم شراب باتو حلال است وآب بی تو حرام سلام سلامی به زیبای حس قشنگه عاشقانت عکس فرزاد حسنی در شب باشکوه ۸۸
سر خط کلام: امیدوارم عید خوبی پشت سر گذاشته باشین وایامتون خوش باشه این هفته به خاطر عید این پستم دیر گذاشتم ولی واقعا دل تو دلم نبود چون برنامه این هفته رو خیلی دوست داشتم کامله کامل بود هم غزل عاشقانه هم شب سکوت آسمان وهم قسمت مورد علاقه ی من نقد فیلم.... البته مسائلی هم بود که باعث شد من در نوشتن این پست کمی صبر کنم وبا آرامش کامل بنویسم و بازهم نظری به دستم رسید که منو اعصبانی کرد واون مسئله همیشگی بودنمی دونم کی می خواد این مسائل تموم بشه. کلام اول : سایت یه کار جالبی انجام داد که من خیلی استقبال کردم و اون هم توجه کردن وتوضیح دادن هر قسمت برنامه بود من چند وقت پیش خواستم این کارو بکنم ولی خوب درگیر یه سری کاراشدم و نتونستم ولی خوشحالم که باران عزیز این کارو کرد.وبراشون آرزوی موفقیت می کنم کلام دوم: من وقتی سایت مهدی فرجی رفتم خیلی خوشحال شدم که شمادوستای گلم غزل های که فرزادحسنی دربرنامه می خونه رو فقط تااونجاخاتمه نمی دید.بلکه به دنبالش میرید وجامع تر از این شاعر استقبال می کنید اگر العا به سایت آقای فرجیبرید می بینید که ازتون تشکر کرد وهمچنین از فرزاد حسنی و حتی اسم سایت هم گذاشته درکل بگم خودمونیم :کلی حال کردم. کلام سوم: رادیو جوان مسابقه برنامه سازی گذاشته واقعا واسه من که جذاب بود که دارن به برنامه جووناهم اهمیت میدن اگر گروهم جور شه شاید ماهم شرکت کردیم خدارو چه دیدی....... ووووووووووووووووووووووووچه فرصتیییییی چه شبیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ”خدا تو را به همان صورتی که میخواهم قلم به دست گرفت و کشید همراهم”غزل برنامه: غزل مهدی فرجی با صدای نرم ودل انگیز استاد حسنی: حال من خوب است، اما با تو بهتر میشوم آخ… تا میبینمت، یک جور دیگر میشوم با تو حس شعر در من بیشتر گل میکند یاسم و باران که میبارد، معطر میشوم در لباس آبی از من بیشتر دل میبری آسمان وقتی که میپوشی، کبوتر میشوم آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو میتوانم مایهی ـ گهگاهـ دلگرمی شوم میل، میل توست، امّا بی تو، باور کن که من در هجوم بادهای سخت، پرپر میشوم ************************************ من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تو این روزها پر از هیجان تغزلم چیزی بجز ترانه ندارم برای تو جان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو از حد دوست دارمت اعداد عاجزند اصلن نمی شود بشمارم برای تو این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای تو من ماهیم تو آب تو ماهی من آفتاب یاری برای من تو و یارم برای تو با آن صدای ناز برایم غزل بخوان تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو “مهدی فرجی” ************************************ عاشقی لایق هر آدم پیزوری نیست پسرم!عشق که یک حس همینجوری نیست عشق گنج است ولی رنج فراوان دارد خودمانیم تو را طاقت رنجوری نیست تا چهل سال دلی خون نخورد دل نشود طعم انگور که چون باده ی انگوری نیست بی تب عشق مبادا بنشینید به هم چون که نزدیکیتان نیز کم از دوری نیست فرض کن نیست هوس آنچه هوا درسر توست شور عشق است ولی عشق به این شوری نیست عشق یک چیز لطیف است زمختش نکنید عشق یک پرده ی زیباست ولی توری نیست خانه بی دلبر و معشوق بهشت است ولی چون بهشتی است که در داخل آن حوری نیست غشق منظومه ی زیبای پریشانی هاست خواهرم عشق که که یک حس همینجوری نیست دوست دارم غزلم چیز بلندی نشود ورنه جون همگی دست من این جوری نیست ناصر فیض ۹۰/۸/۲۴
به من یاد داد .مرسی که یاد دادی چه طور زندگی کنم"
من بودم ودوش آن بت بنده نواز....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 13:15 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات بوی عیدی بو توت بوی کاغذ رنگی سلام عیدتون مبارک محبان علی جملات زیبادر خصوص عید بزرگ شیعیان عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد
خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست عيد غدير مبارک
روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است پيامبر اکرم(ص)
نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عيد غدير خم مبارک باد
خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد عيد بر شما مبارک
علي در عرش بالا بي نظير است علي بر عالم و آدم امير است به عشق نام مولايم نوشتم چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند بردند به ميزان عمل سنجيدند بيش از همه کس گناه ما بود ولي آن را به محبت علي بخشيدند عيدتان مبارک
نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد ناشر حکم ولايت به ولي مي نازد گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد
هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)
قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد ايمان به جز از حب علي پايه ندارد گفتم بروم سايه لطفش بنشينم گفتا که علي نور بود سايه ندارد عيد غدير مبارک
شبي در محفلي ذکر علي بود شنيدم عارفي فرزانه فرمود اگر آتش به زير پوست داري نسوزي گر علي را دوست داري
خورشيد شکفته در غدير است علي باران بهار در کوير است علي بر مسند عاشقي شهي بي همتاست بر ملک محمدي امير است علي
مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست
روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت گفتمش چون حـک نمودم روي قلبم يا علي
شبي در محفلي ذکر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري . عيد غدير خم بر شما مبارک
نام علي : عدالت — راه علي : سعادت — عشق علي : شهادت — ذکر علي : عبادت — عيد علي : مبارک
ما زين جهان از پي ديدار ميرويم ، از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم ، درب بهشت گر نگشايند به روي ما ، گوييم يا علي و ز ديوار ميرويم
عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . . يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن . عيد غدير خم مبارک اي خداي مرتضي ، گردي از گامهاي فتوت مرتضي را بر سر جهانيان بپاش تا ريشه نامردي در جهان بخشکد . عيد غدير خم ، عيد ولايت و امامت مبارک
اگر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد
به روز غدير خم از مقام لم يزلي ، به کائنات ندا شد به صوت جلي . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا عليست علي ، عيد غدير خم بر شما مبارک
رسولي کز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد . عيد غدير خم مبارک
یا علی خداحافظ همین حالا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 13:10 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یارام العبرات گویند سلام کلید درب هر دوستی ست پس...................................................... سلام امیدوارم روزگارتون خوش باشه ودلتون شاد ************************************* اما چه رنجی ست لذتهاراتنهابردن وچه زشت است زیبایی هارا تنها دیدن وچه بدبختی ازاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن. دربهشت تنها بودن سخت تر از کویر است (دکتر علی شریعتی) *********************************** سر خط کلام : تشکر می کنم از بچه های سایت به خصوص قطره وباران عزیز خیلی دارن تلاش می کنن من به چشمه می بینم واین فقط به سایت وتشویق شما ختم نمی شه از حق نگذریم تو یه مدت کوتاه خیلی زحمت کشیدن بهتراز خیلی های دیگه که فقط ادعا می کنن هستن. ازتون درخواست عاجزانه دارم که پشتشون خالی نکنید کاری که ما شروع کردیم صبر عیوب می خواد باید مثل فرزاد حسنی خیلی تحمل داشته باشیم از قدیم گفتن :گر صبر کنی زقوره حلوا سازم باید صبر پیشه کارمون کنیم.این اولین قدمی هست که باید برداریم. یکم کارای استاد زیاد شده نمی شه یه کارای کرد.البته من خوشحالم که سرشون این طوری شلوغه. درکل گفتم.من بجز سازمان به رادیو جوان هم اس ام اس می زنم سر برنامه خود استاد وکشف کردم این هفته که سامانه بسته بود چرا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! خدا داندوخود دانند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعضی اوقات نیاز سیریش شی مثل حالای ما به امید موفقیت...............
********************************** کلام دوم : یه سایت وجود داره که یه چیزی شبیه یوتیوپ ولی این ایرانیه و توش شما می تونید تکه های تصویری فرزاد حسنی رو ببنید خیلی باحال من خیلی از این سایت استقبال کردم به هرکی هم می شناختم معرفی کردم مرسی الهه جون بابت معرفی این سایت به من. دانلود کلیپ های تصویری فرزاد حسنی
************************ کلام سوم: وووووووووووووووووووووو چه فرصتی چه شبی...(اینجا شب نیست با اجرای فرزاد حسنی) خوب فکر کنم محتوای برنامه براتون جذاب بوده باشه و باز ما شاهد نقد فیلم خوب آقای مازیار فکری ارشاد بودیم وغزل زیبای مجتبی صادقی با لحن دلچسب وعاشقانه فرزاد حسنی:
این بار چندم ا ست که می خوانمت غزل هر دفعه تازه ای و نمیدانمت غزل این بار چندم است که از چشمهای تو … اعجاز می تراود و می رانمت غزل هر روز شعر های مرا گریه می کنی امشب خدا کند که بخندانمت غزل امشب دلم گرفته و لبریزم از حروف ابری کجاست تا که ببارانمت غزل فرصت بده ترانه بارانیم ،مرا تا در بهار شعر برویانمت غزل از من تمام قافیه ها را گرفته اند ورنه بعید بود نرقصانمت غزل…. ************************************ دو قدم پیش می آیم ، دو قدم پیش بیا شاید این فاصله کمتر بشود پیش بیا! کلبه ی کوچک من تشنه ی میهمانی توست آی دریا!به سرا پرده ی درویش بیا وهم در وهم به دنبال خودم می گردم تا رهایم کنی از پرسه ی تشویش بیا قیس در کعبه به دنبال یکی می گردد تا رسانی مگر ای خوب به لیلیش بیا دیگر ای فرصت آبی به چه می اندیشی؟! آخر عشق قشنگ است،نیندیش بیا! ************************************ آتش نشان خانه من بود بعد تو این اولین نشانه من بود بعد تو گیسو شلال من که در آیینه گم شدی یاد تو تازیانه من بود بعد تو باران شد و بهاری خود را بهانه کرد ابری که وقف شانه من بود بعد تو این گریه های ناز- بلور شکستنی تکرار جاودانه من بود بعد تو در کوچه های شب زده آواز« شد خزان….» آهنگ غمگنانه من بود بعد تو پرواز در هوای دل آسمانیت شوق کبو ترانه من بود بعد تو آه ای همیشه های پرنده که رفته ای اندوه آشیانه من بود بعد تو گریه امان نداد که دیگر بخوانمت این آخرین ترانه من بود بعد تو مجتبی صادقی
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 13:14 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام سلام به تموم طرفدارای فرزاد حسنی این پست ویژه هست من خیلی خوشحالم که هنوز جوونای ما پشت کسانی مثل حسنی یا فرضیایی هستن این واسه من افتخاره. واسه من که یه قطره کوچیک از این دریا هستم ولی تا زمانی که این دردسر نشه من یه خبری از یکه از دوستام شنیدم و بسیار ناراحت شدم وقتی یه سایت یا یه وبلاگ خبری منتشر می کنن حتما منبعی دارن و ما تا زمانی که این خبر علیه فرزاد نباشه حق شکایت نداریم ما هم تو یه گروه جلو میریم مثل زنجیر و اگه باهم نباشیم وبهم اعتماد نکنیم این زنجیر دیگه نمی مونه از هم می پاشه. فرزاد حسنی تصمیم زیاد می گیره ومنتشر میشه و بعد کنسل میشه ودلیل نمیشه باز خواست کنیمش خبرحج فرزاد رو من زدم چون تو سازمان ما اومده بود ولی بعد اومد کنسل کرد ودلیل نداره من دنبالش برم بازخاست کنمش که چرا شما نرفتین یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟ واسه من این مسئله تعریف نشده هست وقتی حرفی می زنیم دیگه شکایت نکنیم که این دروغ شایعه یعنی چی حالا کنسل شده بیاین خره منو باران بگیرین که چرا کنسل شده!!!!!! تروخدا این حاشیه هارو بندازین دور این جوری به هیچ جا نمی رسیم هرکی وبلاگ منو می خونه می دونه که تا از چیزی مطمئن نشم نمی ذارم باید برم آمارش دربیارم بعد و وقتی حرف زدم مطمئن بودم من واسه دوستام مثل پرتو باران وفا لیلا قطره وبقیه شون خیلی احترام می ذارم و وقتی کسی بهشون حرفی بزنه حس می کنم به من زده من واقعا اگر دوباره از یه همچین چیزی یا اینکه ببینم مسائل خصوصی فرزاد رو میون کشیدین بد برخورد می کنم وبعد از کانون انصراف می دم و وبلاگمم می بندم چون نمی خوام فقط نظاره گر عذاب فرزاد حسنی وطرفداراش بشم. من نمی خوام کسی ازم دلخور باشه به قول خود فرزاد حسنی فوش صاحبش. میشناسه ولی نیاز که بدونیم چی دورو ورمون می گذره کی دوست کی دشمن من قصد ندارم به کسی بی احترامی کنم ولی حقیت محض که باید همه بدونن که بعضی ها درلباس دوستی وارد می شن ولی.......... بچه ها به خدا من همهتون دوست دارم و می خوام که دیگه این چیزا پیش نیاد مادرگیر بازگشت فرزادیم دیگه وقت اینکه بازخواست شیم نداریم بیاین اصل مطلب رو جلو ببریم خواهش می کنم دوستون دارم واقعا این یه تعارف نیست همه دنیای منه شاید دوستام نخوان بگن چه عذابی می کشن سر این صحبت ها ولی من می گم مخصوصا سایت که خیلی تو چشمه من همینجا بارها گفتم وباز هم می گم هرکاری از دستم بر بیاد برای سایت فرزاد حسنی می کنم این سایت که می تونه کاری کنه به امید اینکه دیگه یه همچین مسائلی پیش نیاد یا علی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 13:24 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یا راحم العبرات سلام سلامی به زیبایی روی ماهت در شب عشق اول یه خبر خیلی مهم دارم به امید خدا قرار استاد مشرف بشن مکه خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم استاد دارن به آرزوشون می رسن به همه سپردم که کارشون را بندازن چون یه مقدار دیر اقدام کردن اگه حتمی شد تو وبلاگم می ذارم متاسفانه استاد برنامه هاشون جور نشد برن حج من بسیار ناراحت هستم سر این موضوع
وووووووو چه فرصتی چه شبی این هفته هم شب باغزل های عاشقانه که بوی پاییز می داد با صدای شکیبا وزیبای فرزاد حسنی با استکان قهوه عوض کن دوات را بنویس توی دفتر من چشمهات را بر روزهای مرده تقویم خط بزن واکن تمام پنجره های حیات را خواننده ی کتیبه ی چشم و لبت منم پر رنگ کن به خاطر من این نکات را ما را فقط به خاطر هم آفریده اند آنگونه که خواجه و شاخه نبات را نام تو با نسیم نیشابور می رود تا از غبار غم بتکاند هرات را تا پلک می زنی همه گمراه می شوند بر روی ما مبند کتاب نجات را
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش او می رسد که از پس نه ماه انتظار او قول داده است که امسال از سفر او می رسد که باز هم عاشق کند مرا پاییز عاشق است و راهی نمانده است شاید اثر کند و خداوند فصل ها تقویم خواست از تو بگیرد بهار را خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر علیرضا بدیع کتاب پنجره های بی پرنده
خداحافظ همین حالا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 10:36 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات دوچیزاست که روح رابه شگفت می اندازد.هرچه بیشتربیاندیشی شگفتی تو از آن بیشتر می شود. یکی آسمان پر ستاره ی بالای سمان ودیگری قانون اخلاقی که دردل ماست. سلام............. سلامی به روشنی ستاره آرزوهات********************** اول معذرت خواهی می کنم بابت اینکه این مدت طولانی که من نبودم.احوال خوشی نداشتم وتحت درمان بودم ولی برنامه های استاد رو از دست ندادم تازه کلی هم انرژی بود واسم . دوم اینکه خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم وقتی تو مجله خانواده سبز درمورد همکاری فرزاد حسنی با داریوش فرضیاییدیدم .کسی که هرآدمی از هر سنی پای تلوزیون مینشوند وباعث لبخند رو لباشون می شد
بازگشتشو بهش از صمیم قلب تبریک می گم. سوم اینکه اگه خدا بخواد دارم جور می کنم یه مصاحبه بااستاد داشته باشم اگر این حال بی حال ما بذاره. وباز هم چه فرصتی چه شبی.......................... این هم غزل استاد در برنامه اینجاشب نسیت(مثل خیال ناز تو): بی قرار است قلب من باید ، ساعتم را کمی عقب بکشم تا تورا قبل از آنکه به خود برسم زیر مهتاب نیمه شب بکشم زیر مهتاب نیمه شب هایی که درختان سیب بیدارند بهترین سیب سرخ دنیارا توی آن دست منتخب بکشم به من امشب دوباره واجب شد سجده کردن به خاک دستانت توی این کوله بار لازم نیست ار اعمال مستحب بکشم تو قسم خورده ای که مست شوی، من قسم خورده ام شراب شوم جام این شعر را به خاطر تو باید از عشق لب به لب بکشم می شماری صدای پایم را، گام ها روبه سمت پایان است دوست داری که خط فاصله را بین مان زیر یک وجب بکشند بی نظیری شبیه لبخندی که به زیبایی تو افزوده کاش می شد که گونه هایت را خارج از حیطه ادب بکشم دارم از درد عشق می میرم درد در من همیشه پابرجاست تا که دستان مهربانت را روی آشوب این عصب بکشم ******************************* من زنده ام که مست بمیرم برای تو بالای داربست بمیرم برای تو با شور و شوق نوح به دریا بیایم و چون کشتیم شکست بمیرم برای تو وقتی که تارو پود دل غم گرفته ام از یک دگر گسست بمیرم برای تو در فرصتی نهان که بعد از هزار سال امروزداده دست بمیرم برای تو حالا که سرنوشت مرا می زنی رقم آیا اجازه هست بمیرم برای تو ****************************** مهره سوخته ای با تو چه باید بکند نکند خواهش و اصرار تو را رد بکند سال ها بازی مان داد جهان می دانم که بعید است بعید است خدا بد بکند پشت این پنجره گلدان قشنگی شده ام که بیاید و تماشای مجدد بکند توی این جاده کسی نیست که عاشق بشود و تو را باغزلی راهی مقصد بکند آخرین بار که تصمیم گرفتی بروی نتوانست کسی راه تو را سد بکند *************** ومن بودم ودوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود واز وی همه ناز شب رفت وحدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز ********************** بازهم این پست تقدیم میکنم به کسی که صداش مثل لبخنداش آرامش می ده وووووووووووووو
خداحافظ همین حالا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 21:16 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات
قرآن به جز وصف علی آیه ندارد
شهادت حضرت علی (ع) را به تمام شیعیان تسلیت می گم و آرزو می کنم شبا های احیا براتون پر فضیلت باشه سلام سلامی به گرمی نفس پرمهرتون فرزاد حسنی مثل پارسال قراره شب احیا شو با ما تقسیم کنه و باز هم در رادیو جوان ولی اینبار به مدت 4ساعت از ساعت 22تا2بعداز شب چه خوشحال کننده بوده واسم وقتی این خبر از زبون خودشون شنیدم پس قرارمون امشب ساعت 22استدیوصدای ایران رادیو جوان غزلشم براتون با پست بعدی وبامطالب امشب می ذارم یکی از شعرای استادم که از سایت پرمحتوای قطره بارون برداشتم چون خودم خیلی دوسش داشتم وقتی دیدم دلم نیومد تو وبلاگم نذارم
حس خوبی دارم ، به تــو که نزدیکی میشه دستاتو گرفت ، توی این تاریکی میشه تا آخر عمر، با خیـالت سر کرد میشه عاشق موند و عـشق رو باور کرد تا توهستی جز تو ، همه چی ممنوعه ست عـشق دل کنده ازاین کوچه باغ بن بست من توی آغوشـت ، گرم بودم یا سرد؟ کاش شب می فهمید ، روز باور می کرد بـغض یه دنیا رو از دلم کم کردی مـن فقـط من بودم ، منـو آدم کردی عــشق بی حادثـه نیست ، من خیـانت کردم اگه یـادم بـاشی ، زود برمی گردم ای خــدایی که برام تو شبا فانوسی هـول میشم وقتی ، تو منو می بـوسی ترانـه سـرا: فـــرزاد حسـنی ( الهام گرفته از : سوره مبارکه انســان )
یا علی و یا علی و یاعلی
خداحافظ همین حالا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1390ساعت 5:28 توسط شیما قلی زاده |
|
|
سلامی به زیبای سادگی
وقتی فکر می کنم پارسال احیا چی از خدا خواستم وخدا چه قدر بهم کمک کرد دلم می گیره امسال سالی بودکه من به خیلی چیز ها رسیدم و تنها دلیلش این بود که پارسال از تمام وجودم از خدا کمک خواستم نه تشریفاتی بود نه خیلی عرفانی فقط از ته دلم از خدا خواستم امسال هم می خوام از خدا چیزیز رو بخوام که همیشه ازخواستنش می ترسیدم چون می دونم خدا بهم گوش می ده و بهتون پیشنهاد می کنم که ازخواسته هاتون از خدا بخواین نه بنده خدا
یه شعری از فرزاد حسنی در وبلاگ مرد عینکی دیدم که براتون میذارم شعر نیست یه جور دکلم
لب پشت بام های جامانده از بهار با او خداحافظی می کنیم
تا روزگاری دیگر دست هایمان را بگیرند بعد از این همه دست دست کردنمان برای دسترسی به آنها (مردعینکی)
دنیارامی دهم برای لبخندت هراسی نیست شادباشی دنیا ازآن من است
عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب راپر می کند مغز را خالی می کند اگه از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه توی زندگی یه وقتا تنهای رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم فکر نکن عاشق نبودم مطمعاباش توی دنیا دل به تو سپرده بودم
دوستتون دارم این یه تعارف نیست همه زندگی ودنیای منه خداحافظ همین حالا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 2:22 توسط شیما قلی زاده |
|
![]() ![]() ![]() ارائه طرحي از فرزاد حسني براي ساخت برنامهاي گفتوگومحور فضلالله شريعتپناهي در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: از آنجا كه «خنده بازار» در ماه رمضان مورد استقبال مردم قرار گرفته است، بعد از رمضان روزهاي پنجشنبه و جمعه پخش خواهد شد. مدير گروه اجتماعي شبكه سه سيما دربارهي ديگر برنامههاي اين شبكه اعلام كرد: اگر با فرزاد حسني به تفاهم برسيم، در پاييز، يك برنامهي روتين هفتگي با اجراي خود او خواهيم داشت؛ طرح اين برنامهي گفتوگو محور نيز توسط خود فرزاد حسني ارائه شده است. خبر ایســـــــنا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 12:43 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام به دوستای گلم این پست همانطور که قول دادم می زنم اول اعلام خوشحالی بیش از حد می کنم از اینکه فرزاد حسنی در نظرسنجی اول شد وواسم باعث افتخار که جز رای دهنده هابودم
دوم از بچه های زحمت کش سایت فرزاد حسنی بسیار بسیار تشکر می کنم بابت کارهای که برای بازگشت فرزاد می کنن و من هم دروبلاگ خودم وهم درهمونجا اعلام می کنم که پشتشون هستم هر کاری انجام بدن من باهاشونم
سوم هم اینکه چندوقت پیش در روزنامه جام جم درمورد برنامه چه فرصتی چه شبی نوشته بودن که اون هم در این پست قرار داره حضرت فرموده: پس مومن قرآن می خواند وبالا می رود تازمانی که هرکس به مقام ومنزلت خویش رسدپس درآنجانذول اجلال می کند در این ستون معمولا برنامه های دیدنی تلویزیون را معرفی می کنیم ؛ اما نباید یادمان برود که در رادیو هم برنامه های جذابی پخش می شود.یکی از این برنامه ها «چه فرصتی چه شبی » نام دارد که بامداد سه شنبه از ساعت اولیه بامداد تا ساعت دو روی آنتن شبکه جوان می رود «چه فرصتی چه شبی» طرفداران بی شماری دارد.اگر نام برنامه را در مستطیل جستجو گر گوگل وارد کنید، با چند وبلاگ به همین نام مواجه می شوید. طرفداران مشتاق برنامه برای آن وبلاگ درست کرده اند و هر هفته فایل های صوتی برنامه را برای دانلود در فضای مجازی اینترنت می گذارند. اش را به کار می بندد. حسنی با لحنی جسورانه و انتقادی به موضوعات روز می پردازد ، د ر نیمه های شب شعر و غزل می خواند و سعی می کند با صحبت های طنز آمیزش به فضای برنامه شور و نشاط ببخشد.پخش « چه فرصتی چه شبی » در زمان هایی که «نود» روی آنتن می رود ، با این برنامه تداخل پیدا می کند.اما این محصول رادیویی طرفدارانی دارد که حاضرند برای این طرفداران عنوان « تا دوشینان» را انتخاب کرده است . یعنی کسانی که تا ساعت 2 بامداد نشسته یا خوابیده برنامه را دنبال می کنند.این برنامه چند بخش اصلی دارد؛ یکی از بخش های پر طرفدار آن، نقد و بررسی فیلم های روز سینمای دنیاست که اجرایش را مازیار فکری ارشاد ، نویسنده و منتقد سینمایی به عهده دارد.آخرت ، توریست ، آغاز ، آگورا ، رابین هود ، جزیره شاتر و ... فیلم هایی هستند که در این برنامه معرفی شده اند.شب ، سکوت ، آسمان نام یکی دیگر از بخش هاستکه در آن اخبار نجوم و آسمان و ستارگان با حضور کارشناس مربوط مرور می شود.نقطه قوت برنامه این است محتوایش را تازه و به روز نگه می دارد.مجری برنامه ، اتفاقات فرهنگی و هنری هفته را بازگوو معمولا سوال هفته را با توجه به این اتفاقات طرح می کند. یکی از شنیدنی ترین قسمت های برنامه، شبی بود که پسر خسرو شکیبایی به استدیو رفت و در شب سالگرد پدر از ویژگی های اخلاقی اوخاطراتی را تعریف کرد. در هفته های پیش تر یاد و خاطره ناصر حجازی گرامی داشته شد.و چند مهمان به صورت تلفنی درباره این اسطوره فوتبال صحبت کردند.در ساعاتی که بیش تر هم وطنانمان در خواب ناز به سر می برند،دست اند کاران رادیو با چشمانی باز در استدیو های رادیویی رفت و آمد می کنند.
فرزاد حسنی اول شد سینمافا- علی وزینی- "فرزاد حسنی" با کسب 35/8 درصد به عنوان بهترین گزینه مناسب برای اجرای برنامه سینمایی "هفت" شد و جیرانی را مناسب اجرا ندانستند. بدین ترتیب پس از گذشت یک ماه و نیم از زمان نظرسنجی, کاربران سینما در پاسخ به نظرسنجی "کدام مجری را برای برنامه 7 (نودسینمایی) مناسب می دانید؟ " فرزاد حسنی را مناسب دانستند. به گزارش سینمافا، رضا رشیدپور با کسب 28 درصد و علی معلم و فریدون جیرانی با 13.8 درصد متشرکا سوم شدند. در ادامه نتیجه کامل نظرسنجی را خواهید دید
منبع: سینمافا
تبسم تو تجسم تمام خوبی هاست به تبسمت سوگند شادبودنت آرزوی ماست
به زودی عکسای جدید از فرزاد حسنی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 11:51 توسط شیما قلی زاده |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یاراحم العبرات چه عطر دل آویزی امشب زدی چه حالی شدم وقتی می اومدی نشستم همینجا در واکنی همه ترسم اینه منو را ندی ووووووووووووووووووووووچه فرصتی چه شبی .................................... من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم شراب باتو حلال است وآب بی تو حرام
سلام بازم بابت دیر آپ بودن معذرت درگیر انتخاب رشته ام توی این پست غزل فرزاد حسنی راقرار می دم در پست بدی حدیث امام محمد باقرخبری هم که در مورد نطرسنجی بود خیلی خوشحالم کرد که اون هم می ذارم
غزل های از بانو فروغ وابتهاج وسیمین بهبهانی
ای شب از رویای توو رنگین شده سینه از عطر تو هم سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادی ام بخشیده از اندوه چیست همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم ز آلودگی ها کرده پاک پیش ازاینت هرکه درخود داشتم هرکسی راتو نمی انگاشتم
بود که بار دگر بشنوم صدای تورا ببینم آ رخ زیبای دلگشای تورا بگیرم ان سر زلف به روی دیده نهم ببوسم ان سروچشم دلربای تورا زبعد این همه تلخی که می کشد دل من ببوسم آن لب شیرین جان فزای تورا چونان تودر دل من جای گرفتی ای جان که هیچ کس نتواند گرفت جای تورا به ناز ونعمت بهشت هم ندهم کناره سفره ی نان وپنیرو چای تورا
تمام دلم دوست دارتت/تمام تنم خواستار توست/بیا به چشمم قدم گذارکه این همه درانتظارتوست/نظر نه به سود وزیان کنم/هرآنچه بگویی همان کنم/بگو که بمان یا که بگو بمیر/ اراده ی من اختیار توست/به دار وندارم نگاه کن/که هیچ جز عاشقی نماند/ تمام وجودم همین دل است/تمام دلم بی قرار توست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 7:50 توسط شیما قلی زاده |
|
|
ای رحم کننده به چشمان گریان در این ماه بر چشمان گریان وپشیمان دل ما رحم کن و ببخش بر مالطف همیشگیت ویاری ده که فراموش نکنیم لطف ومهربانیت را!!!!!!!! ماه مبارک نیایش وبخشایش ووهمچنین ماه نزول قران کتاب راهگشای زندگی برتمام مسلمین علی الخصوص شیعه های کشورمان همایون باد.............
دلبرم رخ گشاده می آید/تاب درزلف داده می آید
من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم/ شراب باتو حلال است آب بی تو حرام
ووووووووووووووچه فرتی چه شبیی .......اونم بامداد اولین روز ماه خدا رمضا ن
شب بادستان ترش داده منو به دست باد
لب بسته ام ازتو افطار می کنم /من عاشق توام اقرار می کنم اقرار می کنم بی یادتو هنوز/هم سخته خواب شب هم خنده های روز
در این برنامه استاد از کتاب امام سجاد در راستای ماه رمضان مطالبی خوندن که به زودی برایتان خواهم گداشت
ووووووووووووووووووووووالبته بازهم................................
استاد درمورد شخصیت انسان ها حرف زدن که منظورشون همان صادق زیستن و بی ریا عبادت کردن بود که درهمان پست مطالب صحیفه ی سجادیه ذکر می کنم
این پست یه قسمت اضافی هم داره اونم شعری که در وصف آقای حسنی سرودم
غزل یازدهم مرداد ماه:
تا زمانی که توهستی وغزل هست دلم تنها نیست/ (باهمه ی بی سروسامانیم دوست به دنبال پریشانیم) باهمه ی بی سروسامانیم باز به دنبال پریشانیم طاقت فرسودگیم هیچ نیست درپی ویران شدن آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تاتو بسوزانیم آمده ام باعطش سالها تاتوکمی عشق بنوشانیم ماهی سرگشته دریاشدم تاتوبگیری وبمیرانیم خوبترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانیم؟ حرف بزن حرف بزن ابرمرا باز کن دیر زمانیست که بارانیم حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه یک صحبت طولانیم هان به کجا می کشیم خوب من ها نکشانیم به پشیمانیم
و سورپرایز...............
دیروز داشتم نوارقصه عزیز دلم استاد احمدی گوش می دادم که شعر علی مردان خانش منو به فکر انداخت چون آدم خلاقیم تو تحریف شعر این رو ساختم
داشت مرتضی خان گل پسری
پسر باادب با هنری
اسم او بود حسن فرزاد خان
همه اهل سازمان ز دستش بی امان
بس که بود آن پسرک باجرئت
همه از او خوششان می آمد
هم پدر راضی از او هم مادر
هم معلم هم خدا هم عالم
ای بچه جان من این قصه بدان
تو باش مثل حسن فرزادخان شاعر شیما
این پستم هم باتمام بدی وخوبیش تقدیم به شما استاد عزیز
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 12:21 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات
سلام یه گذارشی از جشن دنیای تصویر به دستم رسیده از سایت سینمافا که امروز براتون می ذارم البته خیلی دوست داشتم منم بودم ولی نشد کی این عزیز دلم جناب علی معلم می خواد در این جشن از عموم هم استفاده کنه منی که مجله شو رد نمی کنم دوست دارم اونجا هم باشم امیدوارم یه باره دیگه آقای معلم ببینم واین پیشنهاد رو بهشون کنم ووووووووووووووووووو گذارش...................................................
عکسای دیگه مراسم هم درسایت سینمافامی تونید ببینید درانتها هم می خوام بگم یه گذارشی از یکی از سوژه های برنامه فرزاد حسنی دارم که در مطبوعات وسایتها جلب توجه کرده به زدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 0:11 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام این پست برای این زدم کههههههههههههههههههههههههههه
یادتون چند برنامه پیش استاد درمورد تیپ ولباس دولتمردامون حرف زدن شاید باورتون نشه ولی شده بود سوژه برای خبری ها تو مجله ی سیب سبز یا لبخند سبز دقیقا یادم نیست انقدر حول خبر بودم نوشته بود قبل تر از اونم از سایت24نیوز برام ایمیل شده بود که براتون می ذارم
........................................................................... فرهنگی - فرزاد حسنی با تشریح برخی اشکالات زیباشناسی در رفتار مدیران گفت: حالا خوشگلا باید گوش کنن! به گزارش «24»، فرزاد حسنی بامداد امروز سه شنبه 14تیرماه، در برنامه رادیویی «چه فرصتی...چه
شبی» با اشاره به پوشش زیبا و تاکید اسلام بر زیبایی، به موضوع پوشش مدیریتی در کشور اشاره کرد و گفت: «متاسفانه در کشور ما همه مدیران یک مدل مو بیشتر ندارند، فرق از بغل و اصلا اگر کسی شکل دیگری موهایش را آرایش کند؛ انگار مدیر نیست.» وی افزود: «درباره لباس پوشیدن هم همه کت و شلوار تیره، پیراهن های تیره و کلا بدون استفاده از رنگهای شاد، در جامعه حاضر میشوند که بخشی از آن به آلودگی هوا مربوط میشود که میخواهند لباسهاشان دیرتر کثیف و متعاقب آن دیرتر شسته شود در حالی که دستور اسلام بر پوشیدن لباسهای روشن است». این مجری رادیویی ادامه داد:«بعد هم باید تمیز و مرتب بود، نه اینکه یک نهضت ضد جمال راه انداخت،
محاسن بلند و نامرتب، موهای ژولیده و...باید اصلاح کرد، مراقب بود، مثلا موی گوشها را هم تمیز کرد و
کلا مراقب ظاهر و چهره و تیپ خودمان باشیم...البته برخی خب خوشگل نیستند اما دلیلی نمیشود که به ظاهرشان هم نرسند حسنی ادامه داد: «خانمها هم باید شیک و زیبا بیرون بیایند، حالا آرایشهای آنچنانی را ما قبول نداریم اما بالاخره لباس خوب، روسری مناسب و خوشرنگی که با چهره شان هماهنگ باشد و چهره را زیباتر نشان بدهد.» وی همچنین اضافه کرد: «کلا همه باید خوشگل در جامعه ظاهر بشوند و حالا در بحث مدیران هم انشاء الله به سمت مدیران خوشگل حرکت کنیم به گزارش خبرنگار ما، فرزاد حسنی در این بخش از برنامه با بیان اینکه میخواهد یک شعر برای خوشگلا حالا خوشگلا باید گوش کنن: بخواند، گفت او همچنین در مورد عملهای زیبایی نیز گفت: «اگر کسی نقصی در چهره خود دارد، عیبی ندارد آن را رفع
کند اما اینکه بیجهت تزریق میکنند و گونه میگذارند و دماغ شان را شبیه پیست اسکی میکنند، اینها هم
مورد قبول نیست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 11:2 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات خودکارحرف های دلش رابه من نزد/ تنهانوشت لشکری از نقطه چین به تو
این پست یکم دیر شد چون من کارای مهمی داشتم که نتونستم غزلشون بنویس ولی العآبا صدای خودشون تا چندروز رو وبلاگمهست
*********************************************************************** وصل است ریسمان زمان وزمین به تو/رگهای تنگ یه دل اندوهگین به تو خورشید روز واقعه لبخند می زند/بر روی پرتگاه شب واپسین به تو تو خود تمام طول جهانی درست نیست/تشبیه ناتمامی دیوار چین به تو تقسیم دردهای جهان عادلانه نیست/افتاده شک به من اما یقین به تو آه ای امام شعر توبیت المقدسی/برگشته است قبله ی ما مومنین به تو لب واکن وبرای زمین آیه ای بخوان/ازآنچه گفت حضرت روح الامین به تو ای میوه ی بهشت ببین قبطه می خورند/سیب وانار وگندم وزیتونوتین به تو مردیم ومرگ قسمتمان کردبازهم/دوزخ به من رسید بهشت برین به تو جزمن دراین جهنم درحال انقراض/عادت نکرده است کسی این چونین به تو اما توهیچ وقت درون بهشت خود /عادت نمی کنی به کسی آفرین به تو عادت نمی کنی که ببینی چه می کشم/ازیک دقیقه زول زدن آن واین به تو تقصیر چشمهای خودم بود هرچه بود/ربطی نداشت ترشدن آستین به تو نفرین به چشمهای من این چشم های خیس/کین گونه کرد روزشبم راقرین به تو من مردجنگ نیستم امانمی رسم /پیش ازمهارکردن میدان مین بهتو خودکارحرف های دلش رابه من نزد/تنهانوشت لشکری از نقطه چین به تو *************
********************************** مطلب دیگه ای که قابل توجه بود برام شعرطنز آخربرنامه بود که وقت نکردم بنویس وبه محض یافتن فرصت می نویسم ********************** دییییییییییییییگه این که امسال هم دررمضان ما نمی توانیم کام روزه ی دل خودرابا عسل شیرین
حرفهای فرزاد حسنی درماه عسل شرین کنیم چون: احسان علیخانی عزیز امسال هم مجری است.
ناراحت نیستم که احسان هست ولی دوست داشتم استاد می بود
*************************************
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 12:14 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات فرزادحسنی محمد حسین صوفی معاون صدا ، در دیدار جمعی از هنرمندان عرصه طنزگفت: رادیو مصرف کننده طنز شادی آفرین است.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو فرهنگ:
صوفی یکی از وظایف طنزپردازان رادیو را بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی و تبدیل آن به طنز و مطایبه عنوان کرد و گفت: با توجه به اینکه طنز، بیان واقعیت های تلخ جامعه و نگاه انتقادی به مسائل و مشکلات با زبان شیرین است ؛ علاوه بر اینکه نیازمند تولید آثاری درحوزه طنز هستیم بلکه با توجه به نیاز روزافزون جامعه به شادی و نشاط پرداختن به انواع فکاهه و مطایبه در رسانه ملی نیز ضروری به نظر می رسد.
کامران کاظم زاده، مدیر رادیو فرهنگ نیز در این نشست با بیان اینکه رادیو فرهنگ دومین هم اندیشی طنز رادیویی را در 20 تیرماه همراه با بزرگداشت استاد مرتضی احمدی و با موضوع "شادیانه های فرهنگ مردم" برگزار می کند ، گفت: بررسی شادی ها و پژوهش در شیوه ها و سبک های فرهنگ شاد زیستن در میان اقوام و فرهنگ مردم سرزمین ایران از جمله اهداف این هم اندیشی است.
دراین دیدار محمد علی کشاوز بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون با تاکید بر شناخت مقوله طنز و فرهنگ طنز برای ساخت برنامه های طنز گفت: تولید آثار طنز باید منطبق با فرهنگ مردم و فرهنگ غنی ایرانی باشد. با نگاه به پیشکسوتانی مانند مرتضی احمدی که در کار طنز بوده اند و امروز هم محبوبیت زیادی در بین مردم دارند به جرات می توان گفت از مردم بودن و با زبان دل مردم حرف زدن رمز موفقیت این بزرگان بوده است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 11:3 توسط شیما قلی زاده |
|
|
«شش نفر زير باران» عيد فطر اكران ميشود فيلم سينمايي «شش نفر زير باران» ساخته علي عطشاني موفق به اخذ پروانه نمايش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شد و عيد فطر در سينماها به نمايش درخواهد آمد.
مدیر تولید:عبدالرضا شهباززاده مدیر فیلمبرداری:مرتضی هدایی طراح صحنه و لباس:پیام فروتن تدوین:شاهین یار محمدی مشاور رسانه ای:بیتا موسوی كارگردان:علي عطشايي
خلاصه داستان:در پی سرقت از یک جواهر فروشی محمدرضا گلزار ستاره سینما گروگان گرفته می شود و…
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 11:5 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام ***************************************** کار ما نیست شناسای راز گل سرخ
************************************************** توخوبی آنقدر که هوا خوب می شود/اصلا هوای من شدخوب از هوای تو خورشید هم به قدر تو زیبا وخوب نیست/گل سعی می کند در آرد ادای تو
************************************** چه فرصتی چه شبی با سالگرد خسرو شکیبایی شروع شد وکل برنامه به این موضوع اختصاص پیدا کردبا حضور دل انگیز پسرشون که وقتی حرف می زدن (خدا عمر طولانی بهشون عنایت کنه)من یاد استاد شکیبای می افتادم.
واسه من در مورد این موضوع سخت که حرف بزنم همونطور که بعد از 3سال درک نکردم نمی تونم بگم خسرو شکیبایی نیست تازمانی که صداش هست تصویرش هست نمی تونم حس کنم که نیست
به قول شاعر: زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه ی خود خواند از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ******************************************** درمورد زنگی آقای شکیبایی درادامه مطلب نوشتم می تونید از بیوگرافیشون بخونید وهمچنین عکس های زیادی ازشون گذاشتم ************************************۸۸
این هفته موسیقی این وبلاک با صدای فرزاد حسنی شروع میشه وبا دکلمه خداحافظ شکیبایی تموم ************************************** غزل این هفته از کتاب سمفونی رنگها از امیر مرزبان: صبح وطلوع شعر وغزل ناشتای تو/یعنی سلام زنده شدم با دعای تو یعنی دوباره باتومن از خواب می پرم/با موج های ملطهب خنده های تو حس می کنم جنبش قلب ورگهای من/تنظیم می شوند به آهنگ پای تو احساس می کنم که تومن می شوی ومن/یک لحظه خواستم که بیایم به جای تو یک لحظه من به خوبی توباشم ودلم/یک لحظه یک دقیقه شود آشنای تو تازه سلام اول این قصه می رسد/پرمی شود تمام منت ماجرای تو گنجشک می شدی وقناری نغمه خوان/درگوش من ترنم نرم صدای تو توخوبی آنقدر که هوا خوب می شود/اصلا هوای من شدخوب از هوای تو خورشید هم به قدر تو زیبا وخوب نیست/گل سعی می کند در آرد ادای تو صبحانه حاضرهست بفرماغزل بنوش/طعم بهشت می دهد امروز چای تو برنامه چیست؟زول زدن محض درنگاه تو/اکران ماندگار تو وسینمای تو حالا منم ولطف تو هرلحظه بیشتر/هی سوء استفاده می شود ازاین حیای تو من چیزهای خوب زیادی نداشتم/می فهمم آخرارزش وقدر وبهای وتو اصلا برای چیست این قدرحرف وحرف وحرف/اصلا تمام زندگی من فدای تو ******************************************* با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی **********************************
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 10:55 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم سلام این پست درمورد حضور ناگهانی فرزاد حسنی و آقای گلبن ومهمتر یادگار استاد شکیبایی پوریا شکیبایی در رادیو جوان در برنامه ی آقای جاویدنیا وخانم نیرومند بود که من دکلمه ای که فرزاد حسنی در این برنامه خوند واستون می ذارم:
اینجا تو ازهمه به آسمان نزدیک تری
وشاید برای همین است که آغاز سلام مابه آسمان سلام به توست
اینجا تو ازهمه به آسمان نزدیک تری
وشاید برای همین است که آغازپناه ما به آسمان پناه به توست
وپناه به زری که به آسمان باز می شود
اینجا تو ازهمه به آسمان نزدیک تری
وشاید برای همین است که آغاز سلام مابه آسمان سلام به توست
سلام به توکه امام مهربان قریب نوازی
************************************************
این شعرم گفته فرزاد حسنی هست که دریکی از وبلاگ های دوستام پیدا کردم:
باران که می آید رحمت بخش می شود به دو جان: جان زمین وجان آسمان/
باران که می آیدحکمت بر می شود بر دو شاخه:شاخه دستان وشاخه چشمان/
باران که می آیدصداقت همگانی می شود بر دو زبان:زبان قطره وزبان ابر/
باران که می آیدمهر فقط بره ی یک چشمه جاری می شود
مهر دیگر در کابین نور می نشیند
مهری که صدق زهره ی نور وغزل است
مهر زهرای والارپیامبر محمد(ص) ****************************************** بعد يه عمر همنفسی مثل غريبه ها ميری
(طبق گفته فاطمه جون هر دو کار فرزاد حسنی است)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 0:12 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یا راحم العبرات چندتا عکس جدید دارم براتون که یکیش برام تعجب داشت واقعآ نمی دونم چیه؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 10:55 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات عکس فرزادحسنی درفیلم فصل زندگی
خبرگزاري فارس: تصويربرداري فيلم ويدئويي « فصل زندگي» به كارگرداني مهدي صباغزاده و تهيه كنندگي اصغر پورهاجريان اواخر هفته گذشته حوالي ميدان رازي به پايان رسيد. به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري فيلم ويدئويي «فصل زندگي» اواخر هفته گذشته (31 خردادماه) حوالي ميدان رازي به پايان رسيد و تدوين تصاوير توسط مهدي ايرواني آغاز شد. ساخت موسيقي فيلم به سعيد انصاري سپرده شد تا هرچه سريعتر مراحل فني فيلم به پايان برسد. در آخرين روز تصويربرداري قربان نجفي و سارا خوئينيها جلوي دوربين غفوري رفتند. تصويربرداري فيلم از 9 خردادماه در خانهاي حوالي ميدان بهارستان آغاز شد و در لوكيشنهاي مختلف از جمله مجتمعي در پونك، سازمان زيباسازي شهرداري و زندان ادامه داشت. قصه فيلم روايت زني است با دو فرزند خردسال كه شوهرش به دليل اعتماد بيجا گرفتار زندان شده است و... در اين فيلم سارا خوئيني ها، آهو خردمند، قربان نجفي، شراره دولت آبادي، سحر آربين و با حضور فرزاد حسني و... ايفاي نقشهاي اصلي را برعهده دارند و مبينا سادات آتشي، آريا باقري، مهرناز شاهرخ بازيگران خردسال گروه هستند. تعدادي از عواملي كه در ساخت فيلم همكاري دارند، عبارتند از: بازنويسي فيلم نامه وكارگردان: مهدي صباغ زاده/ نويسنده فيلم نامه: نيلوفر شريف / مديرتوليد و برنامه ريز: سيد محسن اورنگ/ مدير تصويربرداري: هوشنگ غفوري/ طراح صحنه و لباس: پيام حسين سوري/ مدير جلوه هاي ويژه: محسن پورهاجريان/ صدابردار: آرش برومند/ طراح گريم: عبدالله صفدري/ تدوين: مهدي ايرواني/ آهنگساز: سعيد انصاري/ دستيار تدوين: پرهام وفايي/ مدير تداركات: حميدرضا حاجي بابايي/دستياركارگردان: امين محمودي/منشي صحنه: ليلا ستايش/دستيار تصويربردار: مجيد طرقي/ گروه تصوير: علي كاسه ساز، سجاد سبحاني، مسعود تافته، رامين انصاري/ دستياران صحنه و لباس: حميد زيادي، فرهاد نصرتي، رزيتا ابوالقاسمي/ مجريان گريم: مرجان رياضي مهر، ليلا كريمي، اسماعيل پادياب، سوانا مبرزاخانيان/ دستيار صدا: سليم بردباري/ دستياران تداركات: شهرام شاهرخ، اصغر عادل فر/ خدمات: عليرضا بيدهندي/ حمل و نقل: شمس الله پوراحمدي، محسن رمضاني، نويد غياثي/ سينه موبيل: زماني/ پشتيباني فني: ابراهيم عزت خواه/ عكاس: مريم كيوان راد/ مجري طرح: مؤسسه فرهنگي هنري جلوه «فصل زندگي» به سفارش مركز سيما فيلم تهيه و توليد ميشود. اینم از عکسای فیلم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 11:7 توسط شیما قلی زاده |
|
|
ای رحم کننده به چشمان گریان
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام به: جوونی که شماباشید روز جوان برتمامه جوونا خصوصاجوونه ایرانی همایون باد همچین روز جوان رو به استاد عزیزم جناب فرزاد حسن وآقای مهران دوستی مجری همیشه توانا که آرزوی شاگردی درمکتبشون رودارم تبریک می گم وآرزومی کنم همیشه وهمه جا مثل حالاموفق وشادباشن. فرزاد حسنی درروز چهارشنبه دربرنامه ی کافه رادیوآمدن وبرنامه شاد مهران دوستی رو شادتر کردن اگرچه این برنامه با نیمارئیسی وقاسم افشار دلچسب وجذاب بودولی فرزاد حسنی شادی خاصی به این برنامه افزود وارتباط بامحمدعلیزاده وپخش شعر فیلم سراب این برنامه را کاملتر کرد. برای من بسیار دوست داشتنی بودکه این دو مجری ستاره ودودوست در کنار هم روز جوان را در رادیو جوان با جوانان بودن آرزو می کنم که برنامه ای شروع بشه که فرزادحسنی ومهران دوستی درکنار هم اجرا کنند.
این برنامه با شعری ازفرزادحسنی که محمدعلیزاده اجرا کردبه پایان رسید
تو ازکنارقلب من ساده گذر کن /
خداباهام بهم زده ازم حذرکن
دست منو گرفته بود ازش گذشتم /
جاده به انتهارسیدمن برنگشتم
می خوام خداخدا کنم توجای من شو/
صدای من نمیرسه صدای من شو
چه قدرخداخدا کنم دلش بلرزه/
گریه ی دلشکسته ها چه قدرمی ارزه عکسهای از فرزاد حسنی ومهران دوستی ومحمد علیزاده واستون میگذارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 10:56 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات من آن نیم که حلال ازحرام نشناسم شراب باتو حلال است آب بی توحرام *********************************************** ووووووووووووووووووووو چه فرصتی چه شبیییییییییییییییییییییییی ***************************************** امروز حتی سایه هم ازپشت خنجر می زند ******************************************* سلام این هفته واقعابرنامه خوبی بود چون نتونستم بهترینش ازبقیه ادقام کنم همه قسمتاش عالی بودشعرهای که ازپشت ماشینا نوشته بودوخوندن وغزلشون وازهمه زیباتر نوارقصه علی مردان خوان باصدای عزیز دلم استاداحمدی وای داشتم بال درمیاوردم وقتی صداشون شنیدم وهمچنین ترانه هفتایهاکه دیگه شاهکارکردبرنامه رو چه قدردلم برای هفتایها یا همون چهارمیخ یاآبنبات تنگ شده واسه افشین حسین خانی آقای قیدریان اون زوجها وایییییییییی چه دورانی بودجمعه صبح ها.......... ازهمه مهمتراین بودکه استاد دوباره دست به قلم بردن واین دفعه برای منجی عالم نوشتن خیلی دوست دارم زودتربشنوم.خیلی ذوق دارم وازهمه همه مهمترحضورشون دربرنامه کافه رادیو که قرارچهارشنبه روز جوان بامجری همیشه تواناآقای دوستی اجرا شه وغزل دیشب که ازحامدعسگری بود: وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حواکه لب گشودعسل اختراع شد درچشمهای خسته مردی نگاه کرد لبخندزدوقندبدل اختراع شد آهی کشید ورفت ورفت تاهاله ای به دورزحل اختراع شد حوابلوچ بودولی درخلیج فارس رقصیدودرحجاز حبل اختراع شد یک دست جام باده یک دست گیسوی یار این گونه بود که بغل اختراع شد یک شب میانه شهرخرامیدوعطسه کرد فرداش 5دی وگسل اختراع شد ********************************************** من بودم ودوش آن بت بنده نواز ازمن همه لابه بودازوی همه ناز شب رفت وحدیث مابه پایان نرسید شب راچه گنه حدیث مابوددراز
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 10:57 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یا راحم العبرات من ان نیم که حلال ازحرام نشناسم شراب باتو حلال است آب بی تو حرام ****************************************** بی عشق هیچ فلسفه ای درجها ن نبود احساس درالهه ی نازبنان نبود ************************************************** میلادسه ستاره آسمان همیشه روشن اسلام را به تمام مسلمانان عل الخصوص شیعیان ایران تبریک عرض می کنم میلادخجسته امام حسین (ع)وبرادرگرامیشان حضرت ابولفضل(ع) وپسرگرانقدرشان امام سجاد(ع) برهمه شما همایون باد ********************************** دراین برنامه فرزادحسنی غزلی ازامیدسباغ نو به نام تاریخ حضور تو یعنی دروغ محض انتخاب شد :
بی عشق هیچ فلسفه ای درجها ن نبود احساس درالهه ی نازبنان نبود بی شک اگر خلق نمی شدگناه عشق دیگرخدا به فکرشب امتحان نبود بنشین رفیق تاکمی درد ودل کنیم اندازه تو هیچ کس مهربان نبود اینجاتمام حنجره هالاف می زنند هرگزکسی هرآنچه می گفت آن نبود لیلی فقط به خاطر مجنون ستاره شد زیراشنیدی که چنین وچونان نبود گشتم نبودنیست توهم بیشترنگرد غیرازخودت کسی باغزلم همزبان نبود دیشب دوباره ازتوچه پنهان دلم گرفت بااینکه پای هیچ زنی درمیان نبود وووووو.................................... من بودم ودوش آن بت بنده نواز ازهمه لابه بود ازوی همه ناز شب رفت حدیث مابه پایان نرسیدشب راچه کنه حدیث ما بود دراز **********************************
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 10:58 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات عاشقی ماضی استمراری التزامی بعیدنقالیست ***************************** سلام یه سلام ویژه به همه پشت کنکوریا که مشغول درسن وپرازاسترس یه سلام هم به تمام تادونشین های برنامه اینجاشب نیست(چه فرصتی چه شبی) اول اینکه صدای روی وب قسمت غزل خوانی فرزاد حسنی دربرنامه 30 خرداد دوم اینکه ...........بهار هم رفت اونم بهار 90 ..............چه قدرزودگذشت انگاردیروز بود که منتظر سال تحویل بودیم وفرزادحسنی برامون هفت سلام همیشگی شو خوند......... سوم اینکه بعدازمدتی دوباره قسمت زیبا ودلنشین وهیجان آور وترسناک ماورا فاجعه ماجرا هم اجراشد **************************** غزل های فرزادحسنی درآخرین دوشنبه بهار 90: دیر سالسیت که درمن جاریست.عاشقی نقلی استمراریست عشق رااین غزل حافظ را.می توان گفت مگرتکراریست به گمان تووآیینه تو.درمن این شیفتگی بیماریست به یقین من وخشتی چون من.باورآیینه ات زنگاریست درچونین دغدغه های غم ساز.که همه زیروبمش بی زاریست توبه بی دردی خودشنگی ومن شوقم این است که دردم کاریست مادرحوصله دارم می گفت:مرگ یک چهره عاشق داریست پیرزن رفت ورهاگشت هنوزعاشقش درپی خودآزاریست عاشقی نقلی استمراریست ****************************************** این شفق است یاکه فلق مغرب ومشرقم بگو من به کجارسیده ام جان دقایقم بگو آیینه درجواب من بازسکوت می کند بازمراچه می شودای توحقایقم بگو جان همه شوق گشته تعنه ناشنیده را درهمه حال خوب من باتوموافقم بگو کارکندحافظه ات شورغزل های مرا عاشق مرده ام بخوان گورعلایقم بگو بامن کور وکرولی واژه تصویرنگیر منظره های عقل رابامن سابقم بگو من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چونین توی اگرکه لایقم بگو به زوال می روم یا به کمال می رسم یک سره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو ***********************************
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:8 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات تاشب رهای ازاین پیله /جشن پروانه شدن تعطیله (مسعود امامی) *********************************************************** سلام............ من آن نیم که حلال ازحرام نشناسم شراب باتو حلال است آب بی توحرام ********************************************************** خبری قبلآ ازچندسایت به گوشه من رسیده بود که آقای فرزاد حسنی در یک فیلم ویدویی درحال بازی هستن که من بسیارخوشحال شدم میشه گفت استاد دوباره دارن فعال می شن درعرصه فیلم ها بعدازشش نفرزیرباران که بابازی خوبه استاد وآقای مدرس وآقای رشیدپور روبرو بودیم فیلم آمین خواهیم گفت که طبق اخبار یکی دوماه پیش درمرحله تدوین قرارداشت والعآهم که فصل زندگی درپونک است که برای این کارشون هم آرزوی موفقیت فزون تر می کنم. ادامه فصل زندگی در پونک تصویر برداری فیلم ویدویی فصل زندگی به کارگردانی مهدی صباغ زاده و تهییه کنندگی اصغر پورهاجیان در پونک ادامه دارد.تصویر برداری این فیلم از 9 خرداد ماه در خانه ای حوالی میدان بهارستان آغاز شد.تا کنون 40% از این فیلم .به اتمام رسیده. بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش میکنند.: سارا خوینی ها-آهوخردمند-شراره دولت آبادی –سحر آربین (آیدا)فرزادحسنی (حمیدشوهر آیدا)ایفای نقشهای اصلی را برعهده دارند اگرخبری جدید از کارهاشون رو دیدم حتمآرو وبلاگ می ذارم. *************************************************************** به کام دل خونین یاری گزیدم که دارد چویارمن امروزیاری *************************************************************** بهار90 هم درحال وداع ست چه دلگیر ایامیست............... دلاتا توزمن دوری نه درخوابم نه بیدارم نشانه بیدلی پیداست ازگفتار وکردارم دلاتاتوزمن دوری ندانم برچه کردارم مرا بینی چونان بینی که من یک ساله بیمارم دلا باتووفاکردم کزاین بیشت نیاذارم بیاتااین بهاران به شادی باتوبگذارم ***************************************************************** دل من همین جزپیوسته یاریست که خوش بگذراند به دوروزگاری شنیدم که جوینده یابنده باشد به معنی درست امداین لفظ آری به کام دل خونین یاری گزیدم که دارد چویارمن امروزیاری!!!!!! بدین یارخود عاشقی کردخواهم کزاین خوشتر اندرجهان نیست کاری فرخی سیستانی ******************************************************************
پیشاپیش روزپدر به تمام باباهای دنیا تبریک می گم روزمردبرهمه ی مردهای ایرانی همایون باد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 11:9 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یا راحم العبرات اینجاشب نیست (چه فرصتی چه شبی) ماجرای من ومعشوق مراپایان نیست هرچه آغازندارد نپذیرد انجام حافظ *********************** دل من ودل تو چون دویارساخته اند مرا آن تو وان من ای نگارتورا ********************* ای روی توچشمه خورشید سمابه درروی زمین یار نیابی زما به زان دل به تودادم که سزای دل وجانی دل دیربدست آیدودادن به سزاده خوبی وبی وفا هردو بهم گردنیایند خوبی همه است ازآن نیز وفا به قطران تبریزی ************************ ای دیر بدست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندردل وچون دود برفتی چون آرزوی تنگ دلان دیر رسیدی چون دوستی سنگدلان زود برفتی هر روز بیافزودهمی لطف توبامن چون دردل من عشق بیافزود برفتی جبلی **************************
دوستون دارم این یه تعارف نیست همه دنیای منه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 11:10 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات من آن نیم که حلال ازحرام نشناسم شراب باتوحلال است آب بی توحرام ************** سلام درعشق تومن توام تومن باش یک پیرهن ازگل دوتن باش ******************************** عضرخواهی می کنم بابت اینکه هفته پیش نتونستم وبلاگ به روز کنم چون نزدیک کنکور ودرس و......... خلاصه کمتربه دهکده جهانی سرمیزنم ولی شعراین هفته روواستون می تویسم این هفته میشه گفت اختصاص داشت به صحبت های بازیگری که من بسیاردوسش دارم آقای عرب نیاو همچنین آقای حامدبهدادعزیز که خوب حاشیه های به دنبال داشت چه درتلوزیون وچه درمطبوعات پرحاشیه ایران که خوب بزودی مثل صحبت های تهمینه میلانی فراموش خواهدشد.البته بااین تفاوت که این حرفهاواقعابه حق گفته شده بود. *********** هرشب دل پرخونم برخاک درت افتد تابوچوروزآید بروی گذرت افتد جهان من جادونکوگردد گربرمن سرگردان یک دم نظرت گردد ازدست چومن عاشق دانی که چه برخیزد کایدبرسرکویت درخاک درت افتد این است گناه من که دوست همی دارم خطی به گناه من دربرش اگرت افتد درعشق تومن توام تومن باش یک پیرهن ازگل دوتن باش چون جمله یکیست درحقیقت گویک تن رادوپیرهن باش جاناهمه آن توشدم من من آن توام توآن من باش چه سازم که سوی توراهی ندارم کجای که جزتوپناهی ندارم چگونه کشم بارهجرت چوکوهی که من طاقت برگ کاهی ندارم مثال تویکدم به دستم نیاید که سرمایه ودستگاهی ندارم مکش ماه روی من بی گنه را که جزعشق رویت گناهی ندارم ************** جاناهمه آن توشدم من من آن توام توآن من باش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:11 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات زیبای باستانی شعرمن این دل همیشه بادگرفتارت وووووووووووو : چه فرصتی چه شبی غزل های فرزادحسنی دربرنامه اینجاشب نیست 26 اردیبهشت 90 خدا می خواست درچشمان من زیباترین باشی شرابی درنگاهت ریخت تاگیراترین باشی نمی گنجیدروحت درتنگنای تن دلت راوسعتی بخشیدتادریاترین باشی توراشاعرتوراعاشق پدیدآوردوقسمت بود که درشمس ترین منظومه مولاناترین باشی مقدربودخاکسترشودزهددروغینم توراآموخت همچون شعله بی پرواترین باشی خداتنهای تنهابود درتنهای پاکش توراتنهاپدیدآورد تا تنهاترین باشی خداوقتی تورامی آفریدت جنس لیلاها گمان هرگزنمی بردم که واویلاترین باشی
زیبای باستانی شعرمن این دل همیشه بادگرفتارت سرشارکن دوباره نگاهم راازچشمهای مست غزلبارت گفتی ازدیاری که مردانش ازشعله های عشق نمی سوزند من میروم به سمت دیاری دوردست خدای عشق نکه دارت ازکوچه های عشق گذرکردم تاهفت شهرعشق سفرکردم بی تو تورادرآیینه هاجستم درپرده های مبهم پندارت نقش تورادرکتیبه جانم بودنامت همیشه وردزبانم بود درهرچه نقش وکاشی وآیینه دیدم هزاربار به تکرارت زیباترازآن که بگویم هست.ملموس ترازآن که بگویم نیست توغیرواقعی ترازآن هستی تابنگرم به دیده ی انکار زیبای باستانی شعرمن این دل همیشه گرفتارت سرشارکن دوباره نگاهم راازچشمهای مست غزلبارت دل داده ام به بوی بخارایت آشفته ام به روی سمرقندت افتاده ام به کوی نیشابورت دل بسته این دل به گیسوی فراخوانت زیبای باستانی شعرمن تقدبم به استاد عزیزم دوستتون دارم این یه تعارف نیست همی دنیای منه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 11:12 توسط شیما قلی زاده |
|
|
"یاراحم العبرات"
الهی به زیبای سادگی به والای اوج افتادگی رهایم مکن جز به بندغمت اسیرم مکن جز به آزادگی (قیصرامین پور) *************** دومسافردوروبه روباهم زیرلب باز شعر می خوانند عشق درایستگاه آخرخود می کشدبازانتظارامشب *************** سلام وبرنامه ایجاشب نیست. برنامه چه فرصتی چه شبی بااجرای فرزادحسنی در36دقیقه بامداد آغازشدالبته این دفعه نه ب ه خاطردیر رسیدن استادبلکه به خاطربرنامه بسته قرمز ویژه کنکوردهامثل من برنامه خیلی خوبیه.دراین برنامه بیشترصحبت ازبیست وچهارمین نمایشگاه کتاب بود . وکتابی که مجموعه مصاحبه های خودفرزادحسنی دربرنامه فوق العاده ازانتشارات جام جم چاپ شده روهم معرفی کردن که من هم فایل pdfشودارم هم خودشو کتاب خوبیه من دوسش دارم.واینکه گفتن سرانه کتابخوانی درایران 72دقیقه که اگرکتب درسی ومجله وروزنامه روهم باهاش حساب کنیم شایدبشه.وامیدوارم که بشه.میشه میشه انشاالله وشعری که خوندن طبق معمول عاشقانه ای که درسکوت شب واقعآ می چسبه درباب غزل بود ************************* دومسافردوروبه روباهمددرقطاری پرازبهارامشب هیچکس نیست مثل ما خوشبخت درتماشای روزگارامشب درنگاهت ستاره هاخاموش درسکوتت اشاره هاروشن راهمان کهکشان لبخند است خوش به حال من وقطارامشب مقصداین مسافران راه است مقصدمافراترازماه است می برم باخودم تورت=اتا عشق روی یک اسب بالدارامشب ابرهای سپیدخانه توست بازباران پرازترانه توست این هوای مدیترانه توست برغزلهای من ببارامشب رقص خودکارنوردردستم دفترشب مراورق زده است می نویسم برای چشمانت شعرهای به یادگارامشب این سفرنیست باغ رویایست سیب دستان توتماشایست کندوی لبت مربایست میچکدازلبت انارامشب ای قطارازدرنگ شبردشومرددهقان به خانه برگشته است کوه اگرریخت میشودازاوبگذری مثل آبشارامشب دومسافردوروبه روباهم زیرلب باز شعر می خوانند عشق درایستگاه آخرخود می کشدبازانتظارامشب ********************** عزیزیم ازتوممنونم سوسوی نشان دادی دمیدی درغزلهایم به شعرمرده جان دادی مرامی خواستی در شمس مولانا برقصانی اگرزلفی رهاکردی اگردستی تکان دادی توآن ماهی که درآیینه ی جوشان چشمانت کویرتشنه شب رانشان کهکشان دادی عزیزم ازتوممنونم که دریاوار شوریدی به دوش قایق تنها شکوه بادبان دادی توحوای منی ازکهکشانی دورمی آیی که روزی دربهشتی درسهاراامتحان دادی توآن فردای دیروزی توسیب وسروونوروزی که انگوردهانت را به جشن مهرگان دادی به چشمان تومدیونم همیشه ازتوممنونم چه دنیای غزلناکی به این مردجوان دادی امیدوارم ازنمایشگاه کتاب امسال تاالعآبهر عزیزیم ازتوممنونم سوسوی نشان دادی دمیدی درغزلهایم به شعرمرده جان دادی مرامی خواستی در شمس مولانا برقصانی اگرزلفی رهاکردی اگردستی تکان دادی توآن ماهی که درآیینه ی جوشان چشمانت کویرتشنه شب رانشان کهکشان دادی عزیزم ازتوممنونم که دریاوار شوریدی به دوش قایق تنها شکوه بادبان دادی توحوای منی ازکهکشانی دورمی آیی که روزی دربهشتی درسهاراامتحان دادی توآن فردای دیروزی توسیب وسروونوروزی که انگوردهانت را به جشن مهرگان دادی به چشمان تومدیونم همیشه ازتوممنونم چه دنیای غزلناکی به این مردجوان دادی ************************ امیدوارم تاالعاازبیست وچهارمین نمایشگاه کتاب بهره برده باشیدالبته ازقسمت کتابخوانیش نه تفریح چون من تواین سه روزی که اونجابودم 3/2 کتاب خوان های ما یا همون کتابخر ها که در مصلی تهران حضوربه عمل آورده بودن نمایشگاه را با پارک ملت ودربند وتوچال اشتباه گرفته بودن وقسمت پارک وفضای سبزمصلی شلوغ ترازشبستان وغرفه های دیگربود.ازحق ه م نبایدگذشت که کسانی بودندکه واقعآکتاب می خریدن حالاچه کسانی که ساکن تهران بودن وچه کسانی که ازشهرهای دیگرآمده بودند درصدتخفیف امسال %10-20% بودکه خوب نسبت به پارسال کمتربودولی خوب ازقدیم گفتن کاچی به ازهیچی وبایدممنون باشیم که هرساله نمایشگاه ی به این منظوردایرمی شودکه درکشورهای دیگرنیست این فقط افتخار نیست یک موقعیت خوبه برای اینکه از اکثرکتبی که درسال جدید چاپ می شوند مطلع شویم .من خودم به تنهای اونجارفتم چون میدونستم آگربادوستانم برم نمی تونم کتاب موردنظرم روپیداکنم.کتابها تاجای که من می دونم زیادچاپ جدیدنداشتیم بیشترتجدیدچاپ بود.راستش من ازلیست کتاب های یک انتشاراتی حدودآ20تاانتخاب کردم که اکثرآجدیدبودن ولی وقتی واسه خریدشون رفتم 5 تاروداشتن یامی گفتن چاپ نشده هنوزیا تموم شده فکرکنیدروزدوم کتابها تموم شدن کلی خندیدم بهشون.ولی نمی تونم نگم که انتشاراتی مثل چشمه .آموت.امیرکبیر که خیلی انتشارات عالیه .هرمس..نشرمرکز.ققنوس.سوره مهر.آرون.اردیبهشت.بوستان کتاب.نشرقطره که بیشترهنریه.وخیلی های دیگه که درخاطرم نیستن هم عالی وهم خوشرو وازهمه مهمترکتب چاپ جدیدبیشتر هم بودن.یکی ازاین کتبی که من خیلی دوست داشتم که چاپ اولشم هست ازانتشارات آموت به نام بهانه ای برای ماندن نوشته حسن کریم پورچاپ های اول آموت واقعآزیبا هستن. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:15 توسط شیما قلی زاده |
|
|
این قسمت واسه این می نویسم که: امروز 40روز که ازفوت غلامرضاصفدری می گذره. امردزچهلم رضاصفدری بودمن خیلی ناراحتم که نتونستم تومراسمش شرکت کنم ولی خوب سرخاک رفتم وبازمثل هرهفته حس کردم که صداش توگوشمه چه قدرسخته سعی کنیم قبول کنیم یک شخصی ازپیش مارفته من نتونستم وهرهفته که سرمزارش میرم فکرنمی کنم واسه اون فاتحه می گم خیلی حداقل واسه من سخت بود.من باتمام ناباوری بازهم ب ه جامعه هنرمندان به خصوص گویندگان وهمچنین بازماندگانشون که خواهرزاده هاشون هستن تسلیت می گم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 11:14 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات من آن نیم که حلال ازحرام نشناسم شراب باتوحلال وآب بی توحرام
من روزمعلم روبه تمام استادا به خصوص استادهای گل خودم آقای افخمی که افتخارشاگردیشونو دارم وهمچنین آقای حسنی که الگوی من دراجراند تبریک عرض می کنم وازصمیم دل می گم که خیلی دوسشون دارم وعزیزترینن برای من و چه فرصتی چه شبیییییی سلام این هفته برنامه استاد یه ذره زیاد تاخیرداشت یعنی ازنیمه شب 16 دقیقه و35ثانیه گذشته بود ومن ترسیدم که این هفته هم استاد نیومده باشن این هفته استادشعرهای از فریدون مشیری خوندن که واقعآلذت انگیزبودمن شعرهارو درآوردم ودوست دارم که شماهم ازخوندنشون لذت ببرید
می خواهم ومی خواستمت تا نفسم بود*می سوختم ازحسرت وعشق توبسم بود عشق توبسم بود که این شعله بیدار*روشنگر شبهای بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی آمد وبگذشت*غم بودکه پیوسته نفس درنفسم بود دست من وآغوش تو هیهات که یک عمر*تنهانفسی باتونشستن هوسم بود دل نه که بجزیادتو گرهیچکسم هست*هاشاکه بجزعشق توگرهیچکسم بود سیمای مسیحای اندوه توای عشق*درقربت این محکمه فریادرسم بود لب بسته وپرسوخته ازکوی تورفتم*رفتم به خداگرهوسم بودبسم بود
گفت حلالم کن که عاشق چشمان توام وبرای تومیگریم روی کارت تبریک کلیساهای گوتیک سازسرخ فام تن خودرابه گرمای آفتاب سپرده بود
وبرروی جلدآخرین شماره مجله الحیات پیکاسوبه واپسین روشنای جهان می نگریست گفت زبان گلسرخ درباغهای شب برلبان ماگل می دهد پیش ازانکه درحافظه دریاو درحافظه گلسرخ وگنجشک زاده شودبردریچه های سپیده ودردفترهای دلتنگی جان داد نیشابور وحضورناپیدای خودرادرباغ های شب ودرجنین گلها به جای نهادوبربسترمتروک باران بافته ای ازگیسوانش را گفت حلالم کن که عاشق چشمان توام وصداگم شد وخیابن های شهرپس از توتامرزمرگ دلگیرند نیمه شب گوینده اخبارخلاصه اخبارراتکرارکردکودکان درخواب بودند ابدلوهاب البیاتی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:16 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یا راحم العبرات سلامی چو بوی خوش آشنای سلام دوستای گلم اول از همه اعتراف می کنم که خیلی خوشحال شدم که فرزاد حسنی دربرنامه حاضر شد با تفسیر حالی که ازشون داشتم فکر می کردم این هفته هم نمیان ولی بااینکه خوبه خوب نبودن اومدن وانرژی همیشگیشون داشتن و اما برنامه که کمی گذشت قسمتی شد که من خیلی تحت تآثیرقرارداد وگفتن جمله ای بود که بارها بارها گفتن وتآکید داشتن: من هیچگونه وبلاگ شخصی یا امیل درface book و yahooroom ندارم من ازلحنشون فهمیدم که واقعآ عصبی هستن البته منم بودم عصبی می شدم وهمون دفعه اول شرشون کم می کردم من خیلی خجالت کشیدم و به نوبه خودم ازشون عضرخواهی می کنم نمی دونم واقعآدلیلشون واسه این کارچیه؟ازطرفداراشون که نمی تونن باشن پس کسی که این طوری راحت با آبروی کسانی مثل استاد بازی می کنن دوست نیستن واقعآما ایرانی که به متمدن بودن در تاریخ مشهوریم چرااینطوری شدیم چراانقدر راحت همدیگر ناراحت می کنیم همدیگر بدنام می کنیم واقعآ چرا؟ امیدوارم هرچی زودتر آقای حسنی این مشکل حل کنن که درس عبرت بشه برای بقیه من زنده بودم اما انگار مرده بودم/ازبس که روزهارا باشب شمرده بودم ده سال دور وتنها تنها به جرم اینکه/اوسرسپرده می خواست من دلسپرده بودم ده سال می شد آری در ذره ای بگنجم/ازبس که خویشتن را درخودفشرده بوم درآن هوای دلگیر وقتی غروب می شد/گوی به جای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شه وقتی غروب می شه/کاش این غروبهارا ازیادبرده بودم گفتم بدوم تا توهمه فاصله هارا/تا زودتر از واقعه گویم گله هارا چوآیىنه پیش تونشستم که ببینی/درمن اثرسخترین زلزله هارا پرمشق ترازفرش دلم بافته ای نیست/ازبس که گره زدبه گره حوصله هارا ماتلخی نه گفتنمان راکه چشیدیم/وقت است بنوشیم ازاین پس بله هارا بگذارببینم به این جغدنشسته /یکبار دگرپرزدن چلچله هارا یکبارهم این عشق من ازعقل میندیش/بگذارکه دل حل بکند مسىله هارا یک نفرازغبار می آید/مژده تازه تو تکراریست یک نفر ازغبار آمد/وزد زخمهای همیشه بربالم
تقدیم به استاد عزیزم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:20 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات سلام اول از همه امیدوارم حال استاد واسه برنامه بعدی خوب بشه.یه شعر ازشفیعی کدکنی واستون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد در چار راه رنگ بازی ها زیباترین رنگ ها سبز است باغ بهاران صبح بیداران آرامش و شرم سکوت شسته ی صحرا اندیشه ی معصوم گل ها در بهاران در شب باران زیباترین رنگ ها سبز است وقتی که من سوی تو می آیم از ارتفاع لحظه های شوق یا ژرفنای تلخ و تار صبر در پیچ و خم های خیابانهای غرق ازدحام آهن و پولاد زیباترین رنگ ها سبز است در چار راه رنگ بازی ها وقتی که من سوی تو می آیم زیباترین رنگ ها سبزاست پیغمبر دیدار با وحی و الهام سعادت یار بخت بلند و طالع بیدار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 11:21 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات
دلم برات تنگه سلام دیشب فرزاد حسنی در برنامه چه فرصتی چه شبی بسیار زیاد درخشید قطعه ای از کتاب دلم برات تنگه را خواندن که من تا صبح سه بار این قسمت برنامه را گوش دادم ولذت بردم جمله های که باپس زمینه فیلمlove story همراه بود ومیانه آنها موزیک های مربوط به جمله ها پخش می شد واقعآدل انگیز وزیباووصف نشدنی بود...من این جمله هارو یادداشت کردم ودلم نیومد که دروبلاگم نباشه وقتی خورشید می درخشه دلم برات تنگ میشه وقتی مشغول کارم دلم برات تنگ میشه وقتی آهنگ موردعلاقه مون گوش میدم دلم برات تنگ میشه وقتی تو طبیعت قدم می زنم دلم برات تنگ میشه وقتی به فاصله ی بینمون فکر می کنم دلم برات تنگ میشه وقتی به دریا نگاه می کنم دلم برات تنگ میشه وقتی عزیزم به ستاره ها نگاه می کنم دلم یه کهکشون برات تنگ میشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:22 توسط شیما قلی زاده |
|
|
یاراحم العبرات
سلام درگذشت عزیزهنرمندان آقای غلام رضا صفدری جامعه هنرمندان مخصوصامجریان را درغم فرو برد من به عنوان یک متصدی اجرااستاد صفدری بسیار دوست داشتم و فوت ایشون برای من ناباور بود نه فقط واسه من سخت بود بلکه برای دوستان نزدیکشون مثل آقای حسنی هم بسیار سخت بود وقتی استاد را با اشک های غرق در غم دیدم بیشتر اندوهگین شدم ولی موضوعی که مرحمی بردل هنرمندان بود جمعیتی بود که برای تشیع جنازه و مراسم های دیگر آمده بودن بود وقتی برای هفتم از استاد حسنی خواستن که صحبتی کنن ایشون گفتن که حرف ایشون جمعیتی که اینجا هستن است واین حرف واقعابه جا ودرست بود من خودم شگفت زده شدم وقتی مردم رو دیدم وباز ثابت شدکه جامعه هنرمندان تنها نیستن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 11:40 توسط شیما قلی زاده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ جهت اطلاع رسانی برنامه های فرزاد حسنی تهیه شده وهیچ ربط به سایت قبلی که خودشون جای استاد نشون دادن نداره.
دراین وبلاگ بیشتر به برنامه چه فرصتی چه شبی می پردازد. نویسنده :شیماقلی زاده |
| پیوندهای روزانه |
|
farzad hasani آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
شیما قلی زاده شیما قلی زاده |
|
RSS
|